๑۩۞۩๑ وبــــلاگ پــسر های اهـــواز ๑۩۞۩๑
۞۞۞ موبایل،عکس،جک و اس ام اس،اخبار،موزیک،نرم افزار،مقاله،شعر،داستان،ترفند،نوشته های طنزو.... ۞۞۞ 
نويسندگان
لینک دوستان
لینک های ویژه
گزارشی خواندنی از جراحی بینی در بین تمام بازیگران ایرانی! / تصاویر

نشریه ایران دخت در پرونده ای ویژه به بررسی سوژه عمل جراحی بین هنرمندان سینما پرداخته است.


در این پرونده ویژه آمده است: در بسیاری از سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی - تاریخی دیدن چهره شخصیت‌های تاریخی با بینی عمل کرده ملموس نیست و بارها شاهد آن بودیم که کارگردانی در پی بازیگری است که بینی‌اش عمل کرده نباشد.
این نشریه در ادامه می آورد: زمانی بینی عمل کرده در بین خانم‌ها بیشتر رواج داشت و در بین آقایان کمتر.

در این چند سال اخیر تعداد آقایان هم بیشتر شده است. اما قبول کنید ظرافت زیاد هم برای آقایان زیبا نیست!

 

 

به ادامه مطلب مراجعه فرمائید

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه دوازدهم آذر 1391 ] [ 8:49 ] [ مهدی و مصطفی ]
خودکشی بازیگر زن "قلب یخی"

 

 
پس از انتشار اخبار مختلفی درباره سبک زندگی عجیب برخی از هنرمندان که حکایت از اعتیاد، مانوس بودن آنها با حیوانات و اظهارنظرهای غیرمتعارف درباره اصول مذهبی این بار نیز یک هنرپیشه پرکار زن با اقدام به خودکشی خبرساز شد.

برپایه این خبر، این بازیگر، یکی از نقشهای اصلی سریال قلب یخی را بازی میکند.

وی پس از مصرف قرص برنج و مسمویت شدید، اقدام به رگزنی از سه نقطه کرده بود که خوشبختانه با تلاش پزشکان این امر ناکام ماند و شانس زندگی مجدد را یافت.

بنا بر اظهارات کادر معالج این هنرپیشه معروف، وی سابقه هیچ نوع بیماری افسردگی و روانی را نداشته است و گویا مشاجره وی با خانوادهاش منجر به خودکشی شده است.

این بازیگر به مدت یک روز در یکی از بیمارستانهای خصوصی غرب تهران بستری بود و علیرغم صلاحدید پزشکان و تنها به دلیل انعقاد قرارداد کاری مهم! با رضایت خانواده و قبل از پایان دوره درمان ترخیص شده است.

گفتنی است، این هنرپیشه جوان علاوه بر مجموعه قلب یخی در سریالهای «آشپزباشی»، «مرگ تدریجی یک رویا»، «توی گوش سالمم زمزمه كن»، «مسافرخانه سعادت» و ... به ایفای نقش پرداخته است.

مسمومیت با قرص برنج در سال های اخیر به عنوان یک عامل مهم مسمومیتهای شدید و منجر به فوت، بخصوص در کشور ما محسوب میشود.

آمارهای منتششده، حکایت از مشاهده بیش از 124 مورد مسمومیت با قرص برنج در سالهای اخیر در شهر تهران دارد که غالباً افراد 16 تا 30 را تشکیل میدهد.
[ دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 ] [ 16:20 ] [ مهدی و مصطفی ]

 

به گزارش «فردا» این بازیگر طنز که در سن ۷۰ سالگی با کشف رضا عطاران در
فیلم”متهم گریخت” پابر روی صحنه بازیگری گذاشت، فیلم هایی از جمله بچه های آسمان،
ترش و شیرین، توفیق اجباری، مجنون لیلی، عسل ایرانی و خروس جنگی را در کارنامه هنری
خود به ثبت رسانده است.
وی که قصد انتشار آلبومی را نیز داشت، پیش از این گفته بود:

عمر دست خداست. آدم تا زنده است، باید امید داشته باشد. آمدیم زد و آلبوم من هم
گرفت.

برای خدا کاری ندارد. اوستا کریم بزرگ است .


روحش شاد همانطور که همه ی ما رو شاد میکرد … 

[ یکشنبه شانزدهم مرداد 1390 ] [ 15:23 ] [ مهدی و مصطفی ]

پوریا پور سرخ متولد ساعت 4 صبح روز چهارم تیرماه 1356 است.او در محله جردن تهران متولد شده و بزرگ شده همانجاست و فرزند اول خانواده است.دو خواهر و یک برادر کوچکتر از خود دارد که هر سه نفر انها دانشجو هستند.مادرش معلم زبان است و پدرش بازنشسته شرکت نفت می باشد.مجرد است و به این زودیها هم قصد ازدواج ندارد.بسیار به کانون گرم خانواده اش می بالد و به خوبی از خانواده اش یاد می کند.در خانواده پورسرخ همه دارای تحصیلات عالیه هستند.خواهرها و برادر پورسرخ مثل خوداو مجرد هستند.


دوران کودکی


پوریا در کودکی بسیار شروشیطان بوده.البته با همه این تفاسیر درسهایش عالی بوده.از بس که درسهایش خوب بود به سادگی وارد دانشگاه شد.او بر خلاف عقیده والدینش رشته تحصیلی اش را خودش انتخاب کرد.علاقه زیاد او نسبت به رشته تحصیلی اش انقدر بود که بعد از گذراندن چند ترم وارد بازار کار شد.حتی بعد ازاخذ مدرک کارشناسی ارشد مدتی را برای کار به خارج از کشور رفت و همزمان به تحصیل هم ادامه داد.از انجا که پدرش در شرکت نفت بوده دوران دبستان را در شهرهای مختلف به خصوص شهرهای جنوبی بوده است.در دوران راهنمایی در مدرسه شهید باهنر تهران و دوران دبیرستان را در مدرسه رازی گذرانده است.دوران لیسانسش را در رشته اصلاح نباتات دانشگاه شیراز که در اخرین سال تحصیلی رتبه سوم را به دست اورده است.دوران فوق لیسانس را در تهران و رشته فیزیولوژی گیاهی گذراند که باز هم با رتبه سوم,فارغ التحصیل شد.


کیس مناسب برای ازدواج


پورسرخ به تازگی در حال واردشدن به دهه سوم زندگی خود است.او هنوز هم مجرد است و به همراه خانواده اش و برادر و خواهرهایش در جردن زندگی می کند.هنوزبرای ازدواج تصمیمی نگرفته,علت اصلی این تصمیم را هم شرایط فعلی مدشده در بین جوانان اعلام می کند.به نظر او در دوره ای که مد شده اتومبیل شما چیست؟منزلتان کجاست؟کجا مسافرت می روید و این سوالها بین دختر و پسرها مد شده ادم به اسودگی نمی تواند کیس مناسب خود را پیدا کند.پوریا می گوید:به محض این که کیس مناسبم را پیدا کنم و از همه جهات ببینم که با هم هماهنگی و تفاهم داریم مطمین باشید که معطل نخواهم کرد.به نظر او که در محله جردن تهران می نشیند اصلا مرزبندی های شمال شهرو پایین شهر بی معنی است.


پشتکار در کار


او قبل از ان که در سریال وفا بازی کند,همزمان با ورودش به مقطع دکترا پیشنهاد بازی در سریال تلویزیونی فرار بزرگ را پذیرفت و با این کار وارد حرفه بازیگری شد.پوریا به خاطر این که هم درس می خواند و هم کارش را که به رشته تحصیلی اش مربوط بوده را انجام می داد و ازسوی دیگر وارد عرصه بازیگری شده بود شبانه روز وقت گذاشت تا بتواند به خوبی از عهده کارهایش براید.به قول خودش حتی در 24 ساعت وقت کم می اورد اما پشتکارش واقعا عالی و مثال زدنی بود.


شانس بزرگ زندگی


در اواخر سال1384 پیشنهاد بازی در سریال((وفا)) را به سفارش اقای لطیفی پذیرفت.شخصیت ژوبین پناهی انقدر برای او جذاب بود که نتواند نه بگوید.به نظر پوریا سپردن نقش ژوبین به او یکی از شانس های بزرگ زندگی اش بود.به خاطر بازی در سریال وفا چندین ماه درگیر این پروژه بود.حتی دو ماه را در لبنان سپری کرد.با پخش سریال وفا زندگی او وارد مرحله تازه ای شد.خیلی زود عکسها و پوسترهای او در همه جا پخش شد.اسم او یک شبه بر سر زبانها افتاد و به اوج رسید.البته این اتفاق فرخنده باعث شد تمام فعالیت های قبل از عیدش مثل تحصیل و کارش مختل شود.البته باید گفت هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد.


فقط مهندسی کشاورزی


پوریا شاگرد بسیار درسخوان و زرنگی بوده در سال 1374 یک بار در کنکور تجربی شرکت کرده و قبول شد اما حرف و حدیث ها تازه شروع شد.با این که پوریا فوق العاده درسخوان بوده خیلی ها شرکت در کنکور تجربی او را به خاطر ضعف در درس های ریاضی و فیزیک می دانستند.پوریا به اصرار خانواده و به خاطر ثابت کردن ادعاهای دروغ اطرافیان در کنکور ریاضی هم شرکت کرد و در رشته مهندسی عمران هم قبول شد.پوریا حتی در کنکور پزشکی دوبار شرکت کرد و برای اثبات شایستگی هایش با امتیاز بالاتر از رشته تحصیلی اش قبول شد.با وجود مخالفت خانواده با رشته تحصیلی اش توانست انها را مجاب کند که با ادامه رشته تحصیلی مورد علاقه اش موافقت کنند.پدر و مادر پوریا به شدت مخالف ادامه تحصیل او در رشته مهندسی کشاورزی بودند.


بی انضباط ترین


با وجود درسخوان بودن پوریا به هیچ عنوان بچه ارام و سربه زیری نبوده تا انجا که عالم و ادم را از دست خود عاصی کرده بود اما درسخوان بودن او مانع از برخورد اولیای مدرسه با او می شد.به جز جغرافیا انضباط همه درسهایش در حد عالی بود.پوریا در تمام دوران تحصیلش از جغرافیا گریزان بود به حدی که یک بار مجبور شد با تک ماده قبول شود.با وجود ان که همیشه در درسهایی مثل فیزیک و ریاضی و شیمی و مثلثات و هندسه 20 می گرفت در دوران دبیرستان رشته تجربی را انتخاب کرد.او در تمام دوران تحصیلی اش از شاگردان ممتاز به شمار می رفت و کمترین نمره های کارنامه اش همان نمره های انضباط بوده که با ارفاق اولیا مدرسه و به خاطر کم نشدن معدلش 17 و 18 می شده است.


تلاش شبانه روزی


با وجود همزمانی تحصیل و کار و بازیگری پوریا هرگز شانه خالی نکرد.حتی به خاطر ادامه تحصیل دو سال را خارج از کشور و با شرایط مدرن امروزی گذراند.در سال 1382 به تهران بازگشت با وجود کار و تحصیل و موفقیت در مقطع کارشناسی ارشد و پرداختن به شغل بازیگری و فشار کار و تحصیل مردانه ایستاد وبا پشتکار شخصی اش زیر فشار درس و هنر مقاومت کرد و توانست از عهده همه موارد به خوبی براید.او هیچ وقت حاضر نشد یکی از کار و هنر و تحصیل را کنار بگذارد و به خاطر موفقیت در همه موارد شبانه روز وقت گذاشت.


قطار شایعه


با وجود این که زمان زیادی از مطرح شدن پورسرخ در جامعه هنری نمی گذرد شایعات فراوانی از سوی افراد و نشریات مختلف به دنبال اوراه افتاده است.او همواره با خونسردی و متانت خاصی با این شایعات برخورد کرد و توانست دهان همه منتقدان و شایعه سازان را ببندد.پورسرخ معتقد است که به دنبال هر کسی که کمی به چشم می اید و مطرح می شود شایعه هست و خواهد بود خواه و ناخواه مردم به این شایعات دامن می زنند.این موضوع هم به نحوه برخورد کسی که شایعه در مورد او ساخته شده بر می گردد,البته من کاری با حواشی ندارم اما هر وقت به مطلب یا تیتری برمیخورم که خیلی غلو کرده حتما با ان نشریه تماس می گیرم و با سردبیرش صحبت می کنم. اما باور کنید اصلا اهل شکایت نیستم مطمئنا اکثر نشریات این شایعات را برای فروش بیشتر تیتر یک می کنند.


خداحافظی سینما


از دید او سینما و تلویزیون واقعا بی رحم است.خیلی ها مدتی جزو سوپراستارهای سینما بوده اند و بار سینما را به دوش کشیده اند اما حالا با بی مهری مواجه شدند و خدا می داند اخروعاقبت من چه خواهد شد اما من هرلحظه خودم را برای خداحافظی با سینما و تلویزیون اماده کرده ام و همیشه و هرلحظه که بخواهم می توانم این کار را بکنم.من به این حرفه به عنوان یک شغل درامد زا نگاه نمی کنم و دلبستگی ام به خاطر علاقه به هنر است نه چیز دیگر.اما به هر حال من برای بهتر شدن کارم در هر زمان تلاش لازم را انجام می دهم.


دوستان صمیمی


از دوستان صمیمی اش که نقش به سزایی در زندگی اش ایفا کرده غلامحسین لطیفی است که در سریال فرار بزرگ و به پیشنهاد او ایفاگر نقش فرهاد بود که این اشنایی در سریالهای وفا و صاحبدلان انجامید.این دوستی انقدر پیش رفته که حتی در رابطه با مسائل خصوصی زندگی اش پیش از خانواده اش با اقای لطیفی مشورت می کند.


بهترین های دنیای فوتبال


در میان فوتبالیست های تاریخ ایران«ناصر حجازی»اسطوره پوریا پورسرخ است که از نظر او«زمین تا اسمان» با بقیه فرق دارد و بی رقیب در صدر لیست محبوب ترین و بهترین های تاریخ فوتبال ایران ایستاده است.«علی پروین»هم به خاطر خدماتی که به عنوان بازیکن,کاپیتان و مربی به فوتبال ایران کرده مورد احترام شدید پوریاست و بین بازیکنانی که در حال حاضر شاغل هستند و هنوز بازنشسته نشده اند نیز «علی دایی»را یک سروگردن بالاتر از بقیه می داند.به عقیده پوریا دایی سمبل و شناسنامه فوتبال ایران در دنیاست و شایستگی و لیاقت جایگاهی که در ان ایستاده را به خوبی داراست.به جز دایی,رضا عنایتی,محمد نوازی و حامد کاویانپور را هم دوست دارد و از سبک بازی و افتخاراتی که برای ایران و باشگاهشان افریده اند خوشش می اید. پوریا بر خلاف بعضی از بازیگران که به خاطر مطرح ماندن در روزنامه ها هر روز با یک بازیکن عکس روی جلد می گیرند و سر تمرین این تیم و ان تیم می روند تا خبر حضورشان در جراید درج شود,فقط با رضا عنایتی رفیق است و او را به خاطر اخلاق رفتارش در خارج از زمین فوتبال به عنوان دوست قبول دارد.البته پوریا,عنایتی را بهترین مهاجم حال حاضر در ایران هم می داند و رکورددار گلزنی تاریخ لیگ را یکی از پنج مهاجم برتر تاریخ فوتبال ایران می شناسد.

[ چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390 ] [ 22:26 ] [ مهدی و مصطفی ]

بيوگرافي شقایق دهقان:

شقایق دهقان همسر او مهراب قاسم خانی نویسنده و طراح صحنه کارهای نود شبی تلویزیون می‌باشد که در جریان سریال پاورچین با هم آشنا شدند. عمده فعالیت وی در سریالهای نود شبی مهران مدیری می‌باشد.

شقایق دهقان بعد از تولد در لان گسین آلمان سه ماه بعد هم‌زمان با اتمام تحصیلات پدرش به همراه خانواده به ایران بازگشت. مدت ۶ سال به دلیل کار پدرش در یکی از شهرهای شمال ایران ساکن شدند و سپس به تهران آمدند.

وی کارهای هنری را در سن ۱۷ سالگی آغاز کرد؛ زمانی که برای گذراندن اوقات فراغت در یکی از کلاس‌های عروسک گردانی فرهنگسرای امیر کبیر ثبت نام کرده بود (تابستان ۱۳۷۴). دو سال بعد, هم‌زمان با امتحانات نهایی سال چهارم دبیرستان از طرف معلمی که در آن کلاس با او آشنا شده بود به یک گروه تئاتر عروسکی که برای جشنواره عروسکی آماده می‌شدند معرفی شد و آغاز به کار کرد. سپس از طریق یکی از همکارهایش به گلچهره سجادیه معرفی شد و با همکاری با گروه او اجرای یک نمایش جدی را تجربه کرد. در همین زمان کار نوشتن برای برنامه کودک را هم انجام می‌داد.

پس از آن به پیشنهاد یکی از کارگردان‌های گروه کودک تلویزیون در سریال او بازی کرد و بدین ترتیب کارش را در تلویزیون با فعالیت در گروه کودک آغاز کرد و به قول خودش "عضو جدایی ناپذیر خانواده تلویزیونی ها شد. در این بین در دو کار سینمایی هم بازی کرد: زیر نور ماه و نقش کوتاهی در فیلم سیندرلا.

در پاییز سال ۱۳۸۱ پیشنهاد بازی در مجموعه طنز پاورچین را پذیرفت و در پی آشنایی با مهراب قاسم خانی نویسنده و طراح صحنه این مجموعه زندگی مشترک خود را با او با آغاز کرد. حاصل این ازدواج این دو یک دختر به نام نیروانا و یک پسر به نام نویان است.

 

 


عکس های شقایق دهقان و همسرش محراب قاسم خانی









عکس های شقایق دهقان و همسرش محراب قاسم خانی












عکس های شقایق دهقان و همسرش محراب قاسم خانی








عکس های شقایق دهقان و همسرش محراب قاسم خانی

[ دوشنبه شانزدهم خرداد 1390 ] [ 14:13 ] [ مهدی و مصطفی ]
IMAGE634413113061562500.jpg
 
 
 
ادوارد هاردویک که در دهه‌های 1980 و 1990 در سریال محبوب «شرلوک هلمز» نقش دکتر واتسن، دستیار کاراگاه مشهور را بازی می‌کرد، از دنیا رفت.
به گزارش خبرآنلاین، هاردویک روز دوشنبه در سن 78 سالگی به مرگ طبیعی درگذشت.
او به عنوان جایگزین دیوید برک وارد سریال «شرلوک هلمز» شد و نقش مقابل جرمی برت را بازی کرد. هاردویک مجموعا 11 ساعت در این مجموعه بین سال‌های 1986 تا 1988 روی آنتن رفت. برک که خودش پیشنهاد داده بود هاردویک جایگزین او شود در «ماجراهای شرلوک هلمز» در سال‌های 1984 و 1985 این نقش را بازی کرده بود.
مجموعه 11 ساعته «بازگشت شرلوک هلمز» نام داشت. در این مجموعه پرونده‌های شرلوک هلمز پس از دوباره زنده شدن او بعد از حادثه آبشار ریخنباخ دنبال می‌شد.
این بازیگر همچنین در دو نسخه دوساعته «نشانه چهار» (1987) و «سگ باسکرویل» (1988) حضور داشت. علاوه براین او در دهه 1990 در اپیزودهای «پرونده‌های شرلوک هلمز» (1991) و «خاطرات شرلوک هلمز» (1994) بازی کرد.
سال 1989 هاردویک در نسخه نمایشی «شرلوک هلمز» در وست‌اِند لندن به همراه برت در نمایش «راز شرلوک هلمز» روی صحنه رفت.
این مجموعه تلویزیونی بازسازی نعل به نعل داستان‌های سِر آرتور کنان دویل نبود و در نتیجه دکتر واتسن مردی بی‌عرضه از دوران بازیل راتبون یا نایجل بروس نبود، در این مجموعه او دکتری زبر و زرنگ بود که پیشتر در ارتش طبابت کرده، هرچند درلحظاتی چاشنی طنز سریال برعهده واتسن بود.
 
 
ادوارد هاردویک (سمت راست) و جرمی برت
هاردویک فرزند دو بازیگر به نام‌های سدریک هاردویک و هلن پیکارد بود. او که زاده هفتم اوت 1932 در لندن بود، اولین بار در سن 10 سالگی در «مردی به نام جو» (1943)  ساخته ویکتور فلمینگ در مقابل اسپنسر تریسی در هالیوود جلوی دوربین رفت. از فیلم‌های مشهور سینمایی این بازیگر می‌توان به «روز شغال» (1973)، «سرزمین سایه‌ها» (1993)، «ریچارد سوم» (1995)، «داغ ننگ» (1995)، «الیزابت» (1998) و «عشق واقعی» (2003) اشاره کرد.
هاردویک در دهه 1960 یکی از اعضای گروه تئاتر ملی لارنس اولیویر بود و مدت هفت سال با این گروه همکاری کرد. او به همراه لارنس اولیویر بازیگر در نمایش‌های «اوتللو» و «Master Builder» روی صحنه ظاهر شد.
جدا از همکاری با گروه الیویر او در نمایش «روزنکرانتس و گلدنسترن مرده‌اند» نوشته تام استوپارد و «شکار سلطنتی خورشید» نوشته پیتر شافر نیز بازی کرد. پس از روی آوردن به سینما و تلویزیون او دوباره در سال 1997 به دنیای تئاتر بازگشت. سال 2001 او در نمایش «پسر وینسلو» روی صحنه رفت و نقش آرتور وینسلو را بازی کرد، نقشی که در سال 1948 توسط پدرش بازی شده بود.
این بازیگر در چند مجموعه تلویزیونی بریتانیایی نیز بازی کرده است؛ «کلدیتز» که در آن نقش یک قهرمان واقعی جنگ به نام پت رید را بازی می‌کرد، در دهه 1970 پخش شد و شهرت هاردویک را به همراه داشت. «پدر من»، «قارون» و «غریبه‌ها و برادرها» از جمله این سریال‌ها هستند.
[ پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390 ] [ 12:19 ] [ مهدی و مصطفی ]
در صحنه‌ای از قسمت اخیر مختارنامه، بعد از اینکه حرمله همسر کیان ایرانی (شیرین) و پسرش را کشت، دولت انقلاب به محوریت و فرماندهی مختار ایشان را کفن و دفن کردند و با کمال تعجب روی قبرشان پرچم سه رنگ ایران را کشیدند! گویا عوامل سریال فخیم "مختارنامه" فراموش کرده‌اند که پرچم سه رنگ ایران از زمان ناصرالدین شاه قاجار (قرنها بعد از قیام مختار) به این ترکیب رنگ در آمده است!
[ پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390 ] [ 11:52 ] [ مهدی و مصطفی ]
انوش معظمی (بازیگر نقش حرمله در سریال مختار نامه) یكی از بازیگران قدیمی تئاتر و یكی از كارگردانان صاحب سبك در نمایش كودكان است.

به گزارش افكار، او در تناتر بیشتر به عنوان كارگردان و نویسنده كار كودك شناخته می شود.

دو تصویر حاضر چهره او قبل و بعد از بازی در نقش حرمله را نشان می دهد.

چهره واقعی بازیگر نقش حرمله!+عكس

nf00028737-1.jpg

[ سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390 ] [ 9:4 ] [ مهدی و مصطفی ]

 

همانند گذشته به احترام درخواست تعداد زیادی از کاربران به سراغ حمید گودرزی می رویم تا اولین مصاحبه سال ۹۰ او را منتشر کنیم به همراه عکس ارسالی حمید گودرزی برای هوادارانش.
حمید گودرزی مدتی است بی سر و صدا شده؟
حمید گودرزی:والا همه چی آرومه(باخنده).خوب ما هم زندگی ای داریم و مشکلاتی داریم,خدا رو شکر بد نمی گذره.
کمتر با خبرنگاران مصاحبه می کنید,جریان چی هستش؟
حمید گودرزی:از وقتی که مصاحبه شخصی ما را منتشر کردید هر کسی دوست دارد مصاحبه شخصی با من داشته باشه من هم محدود کردم ,مصاحبه تلفنی خیلی بهتر از حضوری هستش(باخنده).

سال جدید را برای پرکاری شروع کردید یا نه استراحت؟
حمید گودرزی:راستش را بخواهید دوست دارم پرکار باشم ولی مدتی مشکلات زیادی برایم پیش آمده و نمی توانم بازگویش کنم,سعی می کنم فیلم های خوبی را برای بازی انتخاب کنم تا زیاد هم از سینما دور نباشم البته بستگی به پیشنهادات دارد,چند هفته پیش پیشنهاد بازی در یک سریال را دریافت کردیم که هنوز جواب نهایی ندادم.اگر پیشنهاد را قبول کنم خیلی سرم شلوغ می شه(باخنده).سریال هم برای شبکه سه قرار تولید بشه.
از سریال های مناسبتی هستش؟
حمید گودرزی:بله از سریال های مناسبتی هستش که ۳۰ قسمت دارد ولی داستان خیلی سنگینی داره ,باید همین روزها جواب نهایی ام را بدهم چون تصویربرداری سریال به زودی آغاز می شود.
امیدواریم دوباره شاید فعالیت شما در تلویزیون باشیم.
حمید گودرزی:ممنون از شما,هرچی خدا بخواهد.
ممنون از شما که همین وقت کوتاه را در اختیار ما گذاشتید؟
حمید گودرزی:خواهش می کنم,موفق باشید.

[ جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390 ] [ 12:37 ] [ مهدی و مصطفی ]

ارها از ستارگان‌ ها‌لیوود خواسته شده که برای بازی در بعضی فیلم‌ها‌ ظاهر خود را تغییر دهند، اما گاهی اوقات آنها حتی فراتر از وظیفه خود عمل می‌کنند. در متن زیر نمونه‌ها‌ی جالب تغییر شکل بازیگران‌ ها‌لیوود را برای شما آورده ایم.

۱٫ جانی دپ- آلیس در سرزمین عجایب

جانی دپ
جانی دپ مجبور بود روزی سه ساعت به صورت ثابت روی صندلی گریم بنشیند تا آرایش عجیبی که در فیلم آلیس در سرزمین عجایب داشت روی صورتش انجام شود.

۲٫ ربکا رومجین- ایکس من و ایکس من ۲
ربکا رامجین
اینکه یک نفر کاملا شکل و شمایلش را تغییر دهد و از نوک پا تا سر با رنگ آبی نقاشی شود برای مدل سابق ویکتوریا سکرت یعنی «ربکا رومجین» کار راحتی نبود. این کاری نیست که بقیه مدل‌ها‌ انجام دهند.

۳٫ براد پیت- مورد عجیب بنجامین باتن
براد پیت
در این فیلم انگار مجسمه هشتاد سالگی براد پیت را ساخته باشند  بعد هم یکی دیگر در سن ۷۰ سالگی و دوباره یکی دیگر در سن ۶۰ سالگی و الی آخر تا سال‌ها‌ی عمر یک مرد را به خوبی نمایش دهند. در این فیلم براد پیت حسابی خودش را به دست گریمورها سپرد.

۴٫ جیم کری- How the Grinch Stole Christmas
جیم کری
او مجبور بود روزی ۴ ساعت روی صندلی آرایشگران خم به ابرو نیاورد! و این برنامه برای مدت ۵ ماه تکرار می‌شد. اما می‌دانیم وقتی این فیلم به نمایش درآمد همه را هیجان زده کرد.

۵٫ ران پرلمن- پسر جهنمی
ران پرلمن
جیک گاربر هنرمند آرایشگر توضیح می‌دهد که که آرایش پرلمن در این فیلم تشکیل شده بود از تکه‌ها‌ی فوم اعضای مصنوعی، شامل یک پوشش برای فرق سر و یک پوشش برای کل صورت که کل صورت به جز لب پایینی را می‌پوشاند.

۶٫ بنسیو دل تورو- مرد گرگی
بنسیو دل تورو
تبدیل کردن بنسیو دل تو رو به مرد گرگی با استفاده از جزئیات ترسناک کار ریک بیکر هنرمندی است که شش بار برنده اسکار شده است. او هر روز از موهای شل بر روی صورت بنسیو دل تورو استفاده می‌کرد و هر روز مجبور بود سه ساعت زمان صرف کند تا آن موها را از روی صورتش بردارد تا بتواند برای فیلم آماده شود.

۷٫ رابین ویلیامز- خانم دابت فایر
رابین ویلیامز
خانم دابت فایر نام فیلم کمدی آمریکایی در سال ۱۹۹۳ با هنرنمایی رابین ویلیامز است. او در این فیلم نقش پیرزن ۶۰ ساله ای را بازی می‌کند. تغییر چهره و شخصیت ویلیامز در قالب یک فرد دیگر ۴ تا   ساعت در روز زمان می‌طلبید. اما در پایان آکادمی ‌اسکار با دادن جایز بهترین آرایش جواب این زحمات را داد.

۸٫ مارلون و شاون وایانس- بچه‌ها‌ی سفید
مارلون و شاون وایانس
تغییر شکل دو برادر آمریکایی- آفریقایی مارلون و شاون وایانس به شکل دو زن بلوند چشم آبی در کمدی «بچه‌ها‌ی سفید» سال ۲۰۰۴ فوق العاده جالب بود. آرایشگران برای هر بازیگر در روز بیش از ۴ ساعت زمان می‌گذاشتند. این پروسه بسیار طولانی و ‌پرزحمت بود و گچ‌ها‌ی زیادی هم برای مالیدن روی صورت این دو برادر مصرف شد!

۹٫ رالف فیینس- هری پاتر و جام آتش
رالف فیینس
رولینیگ «ولدمورت» را شیطانی‌ترین جادوگر در طول هزاران هزاران سال می‌داند. او با دقت شرح می‌دهد که او بیمار روانی خشمگین، عاری از واکنش‌ها‌ی انسانی نسبت به رنج‌ها‌ی مردم… گریم او روزی دو و نیم ساعت زمان می‌برد.

۱۰٫ مایک مایرز- قدرت‌ها‌ی اوستین
با کمک هنرمند گریمور نامزد اسکار به نام میشل بروک و مایک اسمیتسون، چهره جالب و متفاوتی برای مایک مایرز در فیلم قدرت‌ها‌ی اوستین درست کردند!
[ چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 ] [ 17:44 ] [ مهدی و مصطفی ]
www.pix2pix.org

سپند امیر سلیمانی و همسرش

www.pix2pix.org

حمید گودرزی و همسرش

www.pix2pix.org

www.pix2pix.org

بهاره رهنما به همراه همسر ( پیمان قاسم خانی ) ، دختر ( پریا ) و مادرش

www.pix2pix.org

محمد رضا فروتن و همسرش

www.pix2pix.org

محمد رضا هدایتی با پسر و همسرش

www.pix2pix.org

برزو ارجمند و همسرش

www.pix2pix.org

امیر جعفری با پسرش (آیین) و همسرش (ریما رامین فر)

www.pix2pix.org

جواد رضویان و دخترش

www.pix2pix.org

اکبرعبدی و دخترش المیرا

www.pix2pix.org

هنگامه قاضیان و پسرش

www.pix2pix.org

شهاب حسینی و پسرش

www.pix2pix.org

محمدرضا شجریان و دخترش

www.pix2pix.org

شهرام ناظری و پسرش حافظ

www.pix2pix.org

شیرین بینا و دخترش

www.pix2pix.org

ایرج نوذری و دختران

www.pix2pix.org

شقایق دهقان ، همسر و دخترش

www.pix2pix.org

امیر حسین رستمی و پسرش

www.pix2pix.org

www.pix2pix.org

لاله صبوری ، دختر و پسرش

www.pix2pix.org

لیلی رشیدی دختر داود رشیدی

www.pix2pix.org

جلیل فرجاد و دخترش

www.pix2pix.org

مسعود کیمیایی و پسرش

www.pix2pix.org

باران کوثری و پدرش

www.pix2pix.org

شریفی نیا و دخترش مهراوه

www.pix2pix.org

مهران مدیری و پسرش

www.pix2pix.org

دختر گوهر خیراندیش

www.pix2pix.org

ملیکا زارعی ، دختر و پسرش

www.pix2pix.org

عبدالرضا اکبری و پسرش

www.pix2pix.org

مجید قناد، دختر و پسرش

www.pix2pix.org

پوریا شکیبایی پسر خسرو شکیبایی

www.pix2pix.org

شقایق فراهانی و پسرش

www.pix2pix.org

لیلا حاتمی، پسر و همسرش

[ چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389 ] [ 0:13 ] [ مهدی و مصطفی ]
سیمرغ: اخبار ضد و نقیض منتشر شده در سایت های مختلف بین المللی حاکی از آن است که "پاریس هیلتون" خواننده، بازیگر، نویسنده و مدل سرشناس آمریکایی مسلمان شده است.
پایگاه خبری "دیلی اسکویب" با انتشار خبری و تصویری از این بازیگر سرشناس هالیوودی که محجبه است، نوشته: "پاریس هیلتون" به دین اسلام گرویده و محجبه شده است

این پایگاه خبری در ادامه به نقل از سخنگوی "هیلتون" نوشت: وی که در سال 2007 میلادی مدتی را بازداشت و در زندان به سر برد، در آن دوران با تعدادی از تازه مسلمان های آمریکایی در آنجا آشنا شده و اطلاعاتی در مورد دین مبین اسلام کسب کرد. آن مسأله به مرور زمان به مسلمان و محجبه شدن وی انجامید.

دیلی اسکویب" همچنین نوشت: وی اخیرا تصمیم گرفته که یک مدرسه اسلامی در مرکز شهر "بورلی هیلز" در ایالت لوس آنجلس آمریکا بسازد و در ماه ژوئن آینده آن را در مراسمی رسمی افتتاح کند. وی نام خود را پس از مسلمان شده به "طاهره" تغییر داده است.
او در ادامه افزود: "پاریس هیلتون" پس از مسلمان شدن ارتباط خود را با یک خانواده مسلمان آمریکایی پاکستانی تبار افزایش داده و مدتی نیز با آنها زندگی کرده است.

در همین برخی سایت های خبری دیگر از شایعه بودن خبر مسلمان شدن "پاریس هیلتون" خبر داد. پایگاه های خبری رژیم صهیونیستی نیز به طور گسترده خبر مسلمان شدن "هیلتون" را منتشر کرده و ضمن اینکه آن را شایعه دانسته این موضوع را به باد تمسخر گرفته است.

 
[ پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389 ] [ 11:29 ] [ مهدی و مصطفی ]
رامبد شکرابی - حدیث فولادوند
 
امین تارخ - منصوره شادمنش

جهانگیر کوثری - رخشان بنی اعتماد

پیام صابری - زیبا بروفه

بهمن زرین پور - مینا جعفرزاده

پیمان قاسم خانی - بهاره رهنما

امیر جعفری - ریما رامین فر

عباس صالحی - رزیتا غفاری

سعید تهرانی - لادن طباطبایی

محمود پاک نیت - مهوش صبر کن

جمشید آهنگرانی - منیژه حکمت

حسن جوهرچی - مهناز بیات

اتیلا پسیانی - فاطمه تقوی

حسین عرفانی - شهلا ناظریان

اسماعیل ریاحی - شهلا ریاحی

شهرام اسدی - لادن مستوفی

محسن مخملباف - مرضیه مشگینی

بهروز افخمی - ناهید طلوع

فرخ نعمتی - سهیلا رضوی

کیومرث پوراحمد - مهرانه ربی

میر ولی ا.... مدنی - رویا تیموریان

فرشید نوابی - الهام چرخنده

مسعودجعفری جوزانی - فهیمه سرخابی

نجف دریا بندری - فهیمه راستکار

سروش خلیلی - فاطمه دانش زاد

حمید فرخ نژاد - فروزان جلیلی فر

غلامرضا آزادی - فریال بهزاد

ابوالفضل جلیلی - مریم اشرفی ( عکاس )

محمود کریمی حکاک - یاسمین ملک نصر

بابک نوری - هاله ارجمند کرمانی

شاهرخ فروتنیان - افسانه چهره آزاد

فرشید رحیمیان - کتایون ریاحی

ناصر هاشمی - سیما تیرانداز

نیما فلاح - سحر ولد بیگی

علی دهکری - آفرین چیت ساز

حسن پورشیرازی - مهنار افضلی

حمید سمندریان - هما روستا

محد رضا شریفی نیا - آزیتا حاجیان

علی مصفا - لیلا حاتمی

یوسف مرادیان - سار خوئینی ها

مهدی هاشمی - گلاب آدینه

امین حیایی - نیلوفر خوش خلق

بهرام بیضایی - مژده شمسایی

بهزاد فراهانی - فهیمه رحیم نیا

مجید جعفری - اکرم محمدی

نیما بانکی - لیلی رشیدی

احمد حامد - فاطمه معتمد آریا

جمشید جهانزاده - فرزانه نشاط خواه

عزیز ساعتی - میترا محاسنی

آتش تقی پور - شهین علیزاده

بهروز بقایی - پرستو گلستانی

رفیع پیتز - آتنه فقیه نصیری

هادی مرزبان - فرزانه کابلی

جلال مقامی - ر فعت هاشم پور

مهرداد شکرابی - عاطفه رضوی

عبدالرضا گنجی - فاطمه گودرزی

فریبرز کامکاری - الهام پاوه نژاد

اصغر همت - افسر اسدی

محمد رحمانیان - مهتاب نصیر پور

علی اسیوند - حمیرا ریاضی

داوود رشیدی - احترام برومند
[ جمعه ششم اسفند 1389 ] [ 19:23 ] [ مهدی و مصطفی ]
 

 

 

 

مهدی سلوکی که با سریال نرگش خودش را به اهالی سینما و تلویزیون معرفی کرد به یکباره ناپدید شد و چند سالی دیگر هیچ کس از او خبری نداشت آن روزها همه فکر می کردند قرار است یک جوان شش دانگ وارد سینما شود و جای خالی یک سوپر استار را پر کند اما وقتی دیگر خبری از او نشد کم کم همه او را به فراموشی سپردند اما این بار مهدی سلوکی بازگشت با شکوهی داشت حضوری موفق در سریال ستایش به کارگردانی سعید سلطانی باعث شد بار دیگر نگاه منتقدان به سمت او بچرخد البته امیدواریم این بار باز هم او هوای سفر و دور شدن از محیط سینما و تلویزیون به سرش نزند

از سینما و تلویزیون بدت میاد؟

چطور؟

چون بعد از یه موفقییت بزرگ به یکباره ناپدید شدی

خودم هم میدونم اشتباه کردم اما اون موضوع کاملا خصوصی بود و نمیتوانستم کار دیگری بکنم.

یعنی نمیتونی توضیح بدی؟

من سه چهار سال در ایران نبودم وبنا به دلایلی دسترسی به من سخت بود اما حالا بار دیگر آمده ام تا موفقییت های گذشته را جبران کنم.

قول میدی این بار هوای رفتن به سرت نزنه؟

انشاالله.این بار میخوام کاملا تجربه کنم و به جایگاهی که میخوام برسم.

از ستایش بگو.

شاید باور نکنید اما این سریال رو خیلی دوست دارم چون فکر میکنم در ستایش نقشی رو بازی میکنم که کاملا آن را حس کردم من در کنار این نقش دو سال بزرگتر شدم .

شاید به خاطر اینکه نقشت شبیه به نقشی است که در سریال نرگس بازی میکردی

شخصیت محمد با شخصیت بهروز سریال نرگس خیلی تفاوت دارد.شاید هردو سرکش باشند اما محمد از قشر متوسط جامعه است که تفکرات مذهبی دارد او اعتقاد دارد که باید برود و بجنگد.

فکر میکنم تو توسط ایرج قادری برای سریال انتخاب شدی

بله من در واقع با آقای قادری قرار داد بستم با آقای هاشمی وارد نقش شدم و با آقای سلطانی هم این نقش رو تجربه کردم و به پایان رساندم.

فکر میکنی با سریال هایی مثل ستایش بتوانی دوباره به روزهای سابق بازگردی؟

درست است که 4 سال از سینما و تلویزیون دور بودم اما من 4 سال بزرگتر شدم و تجربیات گرانبهایی را در اختیار دارم .نمیخواهم به این راحتی این تجربیات رو از بین ببرم مطمئن باشید حالا با انتخابهای مناسب خیلی زود خودم رو به جایی میرسانم که خودم از خودم راضی باشم .

[ یکشنبه بیست و ششم دی 1389 ] [ 22:28 ] [ مهدی و مصطفی ]

خرید پستی سریال جدید مهران مدیری ویژه کریسمس 2011

جدید ترین اثر مهران مدیری بعد از قهوه تلخ !
سورپرایز کریسمس امسال ، ویژه کریسمس ۲۰۱۱ ، سرشار از خنده
مهران مدیری و عوامل قهوه تلخ را در شکلی دیگر ببینید !

[ سه شنبه چهاردهم دی 1389 ] [ 15:56 ] [ مهدی و مصطفی ]

مهران مدیری

نام و نام خانوادگی:
مهران مدیری

تاریخ تولد و محل تولد:
 بعضی جاها نوشته ۱۸ فروردین ۱۳۴۶
بعضی جاها هم نوشته دی ماه ۱۳۴۰

زمینه فعالیت:
بازیگر ,
کارگردان، طراح صحنه

مجموع آثار وی:
سینما:

- دیگه چه خبر- دستیار طراح صحنه -تهمینه میلانی ۱۳۷۲
- دیدار (محمدرضا هنرمند، فقط بازیگر، ۱۳۷۳)
- توکیو، بدون توقف (سعید عالم زاده، فقط بازیگر، ۱۳۸۱)
- همیشه پای یک زن در میان است (کمال تبریزی، فقط بازیگر، ۱۳۸۶)
- دایره زنگی (پریسا بخت آور، فقط بازیگر، ۱۳۸۶)

مجموعه های تلویزیونی:

- سریال مشت های کوچک – ثریا قاسمی - ۱۳۷۱
-
سریال حکایت ها – مجتبی یاسینی ۱۳۷۱
-
سریال پندها و اندرزها مجتبی یاسینی ۱۳۷۱
- نوروز ۷۲ (جنگ تلویزیونی، داریوش کاردان، فقط بازیگر، ۱۳۷۱)
- باغ گیلاس (مجتبی یاسینی، ۱۳۷۲)
- پرواز ۵۷ (جنگ تلویزیونی، بازیگر، ۱۳۷۲)
- ساعت خوش (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، ۱۳۷۳)
- سال خوش (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، ۱۳۷۳)
- نوروز ۷۷ (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، ۱۳۷۶)
- جنگ ۷۷ (مجری، کارگردان و بازیگر، ۱۳۷۷)
- ببخشید شما؟ (جنگ تلویزیونی، کارگردان، مجری و بازیگر، ۱۳۷۸)
- پلاک ۱۴ (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، ۱۳۷۸)
- نود شب (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، ۱۳۷۹)
-
سریال طنز۸۰ بازیگر/مجری/کارگردان ۱۳۸۰
- بررسی طنز در تلویزیون (مجری و کارگردان، ۱۳۷۹)
- دردسر والدین (مجموعه، مسعود نوابی، فقط بازیگر، ۸۰/۱۳۷۹)
- پاورچین ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، ۱۳۸۱ )
- نقطه چین ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، ۱۳۸۲ )
- جایزه بزرگ ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، ۱۳۸۴ )
- شب های برره ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، ۱۳۸۴ )
- باغ مظفر ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، ۱۳۸۵ )
- گنج مظفر (شبکه ویدیویی، بازیگر و کارگردان، ۱۳۸۶)
- مرد هزار چهره (مجموعه ویژه نوروز ۱۳۸۷، بازیگر و کارگردان، ۱۳۸۶)
ـقهوه تلخ (بازیگر وکارگردان،۱۳۸۹)

تئاتر

- خرگوش -حمید عالمی ۱۳۵۳
- شوخی- صدرا رسولی
۱۳۵۶

-
تلگراف -مهدی شریفی
۱۳۵۸
-
پلنگ نادان- بهروز سلیمی
۱۳۶۲
-
یک طنز و یک غم- آوا بهروز سلیمی
۱۳۶۴
-
ساعت عمو اسکندر- آهنگساز- حسن شکلاتی ۱۳۶۶
-
آرسنال -محسن حاجی یوسفی
۱۳۶۷
-
پانسیون -محسن حاجی یوسفی
۱۳۶۸
-
سیمرغ -دکتر قطب الدین صادقی
۱۳۶۹
-
هملت -دکتر قطب الدین صادقی
۱۳۷۰
-
کیسه بوکس ۱۳۷۱

موسیقی:

- کاست برای کودکان بازیگر، کارگردان بهروز غریب پور ۱۳۷۲
- کاست “دلتنگی هاً دکلمه اشعار هاتف علیمردانی ۱۳۷۸
- آلبوم «از روی سادگی» موسیقی بابک بیات و فردین خلعتبری ۱۳۷۹
- خوانندگی تیتراژ فیلم سینمایی همنفس موسیقی فردین خلعتبری ۱۳۸۲
- خوانندگی تیتراژ سریال مهر وماه موسیقی فردین خلعتبری ۱۳۸۳
- خوانندگی تیتراژ سریال شبهای برره موسیقی بهرام دهقانیار ۱۳۸۴
- خوانندگی تیتراژ سریال باغ مظفر موسیقی بهرام دهقانیار ۱۳۸۵
-خوانندگی تیتراژ سریال قهوه تلخ ۱۳۸۹

جشنواره ها و جوایز:

- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « همیشه پای یک زن در میان است » – ۱۳۸۶

اطلاعاتی بیشتر در مورد وی:

پدر و مادرش اراکی هستند اما وی در تهران متولد شده است .
فعالیت هنری اش را از تئاتر آغاز کرد و در رادیو ادامه داد.  با نوروز ۷۲ (داریوش کاردان) خوش درخشید و سپس در تمام برنامه های طنزی که خود کارگردانی و بازی کرد، موفق بود.

او در دومین مجموعه تلویزیونی که تنها به عنوان بازیگر حضور داشت – دردسر والدین – باز هم موفق بود!
« پاورچین » توانست در پخش همزمان با سری سوم « زیر آسمان شهر » – ضعیف ترین قسمت این سری – گوی رقابت را از آن خود کند. مجموعه طنز « پاورچین » در نیمه دوم سال ۸۱ چنان در میان بینندگان تهرانی طرفدار پیدا کرد که خاطره « جنگ ۷۷ » را در اذهان زنده کرد. مهران مدیری با هوش و خلاقیت خود به همراه سرپرستی نویسنده خوش ذوقی چونپیمان قاسم خانی و هنرنمایی بازیگران توانایی مثل جواد رضویان، شقایق دهقان، سحر زکریا، سحر ولدبیگی و … هر شب خنده ای از ته دل را برای بیننده به ارمغان می آورد.
مهران مدیری در چهار فیلم سینمایی هم بازی کرده است. یک فیلم عاشقانه به نام « دیدار » در سال ۱۳۷۲، یک کمدی به نام « توکیو، بدون توقف » در سال ۱۳۸۱ که دومی تنها بخاطر نقش آفرینی مهران مدیری به عنوان پرفروش ترین فیلم سال ۱۳۸۲ دست یافت و دو فیلم « همیشه پای یک زن در میان است » (کمال تبریزی) که بازی متفاوتش نامزدی جشنواره بیست و ششم فیلم فجر را برایش به ارمغان آورد و « دایره زنگی » که بار دیگر توانایی او را در خلق کاراکتر نشان می دهدسال ۸۷ سال بسیار خوبی برای مدیری بود. مجموعه تلویزیونی «‌ مرد هزار چهره » با نقش آفرینی منحصربفرد و کارگردانی او بهترین مجموعه نوروزی و با استقبال فراوانی مواجه شد.
وحالا وی با ارائه ی سریال قهوه تلخ که به صورت هفتگی در سه قسمت و درسه لوح فشرده ارائه می شود دوباره ارزش های خود را به نمایش گذاشته است.

[ سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389 ] [ 16:27 ] [ مهدی و مصطفی ]

قهوه تلخ نیز مانند اغلب کارهای دیگر مهران مدیری، به مناسبات اجتماعی ایرانیان می پردازد و مدیری برای نقد و به رخ کشیدن کژی های این مناسبات و برای این به کسی بر نخورد، مجددا به دل تاریخ، آن هم نه تاریخ مستند، بلکه به یک دوره خیالی در حدود ۲۰۰ سال پیش سفر کرده است. دوره ای چند ساله انتقالی پس از حکومت زندیه و پیش از حکومت قاجاریه که به نظر می رسد مدیری کاملا در کارش محتاط بوده است تا کار جدیدش حتی به زندیه و قاجاریه هم برنخورد.

بنابر این گزارش، در این مجموعه نقش سیامک انصاری که بر حسب عادت، چشم بیدار و وجدان آگاه جامعه تلقی می گردد، مصداق حیرت از رفتار ایرانی هاست. وی در این سریال با لقب مستشارالملک مشاور پادشاهی است که چون اراده کرده است بادمجان را میوه بنامد، بادمجان جزء میوه جات شده است!

کار مستشار اگر چه در این سیستم فوت کردن چایی حاکم، خاراندن کمر وی و گرم کردن رختخواب وی برای خواب است، اما هر چه سریال پیشتر می رود، مناسبات رایج در آن دوره را بیشتر منطبق با امروز می بینیم؛ به گونه ای که ذهن مخاطب به این سمت پیش می رود که آیا امروز مشاوران مقامات جز توجیه اقدامات هر چند نادرست آنان اقدام دیگری می کنند؟ آیا مستشار الدوله ها جز مجیزگویی، راه دیگری را برگزیده اند حتی اگر دویست سال، گذشته باشد؟

این گزارش می افزاید: برای نمونه، یکی از نکات مهم در قهوه تلخ، رئیس پلیس از ترس اینکه مبادا به خاطر ورود یک دزد به کم کاری متهم شود، دزد را جاسوسی می داند که باید مسئول اطلاعات را به خاطر وی مواخذه کرد. مسئول اطلاعات مسئول دربار را مقصر می داند و مسئول دربار رئیس آشپزخانه را و… و اتفاقا هر کدام با تهدید از دزد می خواهند که به جرمی غیر از آنچه که مسئولیتش متوجه آنان است، اعتراف کند.

اما به راستی آیا اکنون که مثلا ۲۰۰ سال از آن روزها گذشته است، مسئولان ما دیگر گناه کم کاری های خود را گردن دیگران نمی اندازند؟ و آیا در مورد هر اتفاقی اعم از اجتماعی، سیاسی و… مصرانه در تلاش نیستند که کسی دیگر را در محضر افکار عمومی مقصر جلوه دهند؟

در قهوه تلخ، حاکم ایران کسی را مسئول امور مستعمرات کرده است و وقتی از مسئول مستعمرات پرسیده می شود که مستعمرات ایران کدام کشورها هستند با غرور می گوید روس، عثمانی و فرانسه. توهمی که چندین صد سال است همراه ایرانیان آمده است و ما هنوز که هنوز است، پیش از آنکه خود را بسازیم، خود را حاکم جهان می دانیم اما هنوز از خود نمی پرسیم که چرا این باور، عینی و یقینی نمی شود؟

همچنین در قهوه تلخ، چندین مستشار به این خاطر که خبر برده اند، فرزند پادشاه دختر است، از دم تیغ گذشته اند و هنوز که هنوز است در جامعه ایرانی فرزند پسر اگر معتاد و کر و کور هم باشد از دختران فضل بیشتری دارند و چه خانواده هایی که تن به جادو، رمز و فال و… می دهند تا فرزند پسر نصیبشان شود و چه هزینه ها که نمی دهند تا نسلشان از راه پسر تدوام یابد.

به هر روی، قهوه تلخ تازه هنوز در آغاز راه است و هنوز در آیینه طنز، ناگفته های بسیاری از مناسبات اجتماعی ما وجود دارد که باید بدان پرداخت، اما همین مختصر هم کلی ما را به خودمان خندانیده است؛ اما ای کاش تنها به اینها نخندیم و یادمان نرود که آنچه به آن می خندیم، در واقع همان آینه تمام نمای رفتار خودمان در همین عصر و زمانه است.

و… ای کاش مسئولان هم قدری به این مناسبات بخندند و حواسشان باشد دیگران به امروز ما نخندند.

[ سه شنبه سیزدهم مهر 1389 ] [ 8:52 ] [ مهدی و مصطفی ]
     

شادروان رضا خندان

رضا خندان بازيگر پيشكسوت سينما و تلويزيون شامگاه گذشته در سن 57 سالگي بر اثر بيماري كليوي درگذشت.

به گزارش ايرنا، رضا خندان متولد سال 1332 در شوشتر و فارغ ‌التحصيل هنرهاي نمايشي از دانشكده‌ هنرهاي دراماتيك دانشگاه تهران بود.

وي فعاليت هنري خود را از سال 1348 آغاز كرد و سال 1366 به عنوان اولين تجربه‌ سينمايي‌ در فيلم «گمشدگان» به كارگرداني محمدعلي سجادي به ايفاي نقش پرداخت.

اين بازيگر پيشتر در آثار سينمايي از جمله «راي باز» ، «روياي جواني» ، «شور عشق» و «دو زن» و مجموعه تلويزيوني امام علي (ع) ايفاي نقش كرده است.

انتقال پيكر مرحوم رضا خندان به اهواز

جمشيد خندان برادر مرحوم رضا خندان از خاكسپاري اين هنرمند فقيد در اهواز خبر داد.
 
وي روز يكشنبه در گفتگو با ايرنا گفت: امروز پيكر برادرم را به اهواز منتقل مي كنيم و فردا در آن شهر تشييع و به خاك سپرده مي شود.رضا ، بيماري كليوي داشت و يك كليه اش را نيز از دست داده بود و حدود يك ماه در بيمارستان مدرس دياليز مي شد. ديشب حال ايشان بد شد و به رغم اصرار خانواده ، از انتقال به بيمارستان خودداري كرد و ساعت يك بعد از نيمه شب بر اثر ايست قلبي دار فاني را وداع گفت.

برادر مرحوم خندان در حالي كه بغض گلويش را مي فشرد، افزود: رضا فردي خانواده دوست بود و خيلي زود ما را تنها گذاشت.

گريه امانش نداد و ارتباط با وي قطع شد.

نقش «سنان ‌بن انس» در مجموعه تلويزيوني 'مختارنامه' آخرين حضور آن زنده ياد را رقم زد.

روحش شاد و يادش گرامي باد.


[ یکشنبه یازدهم مهر 1389 ] [ 20:21 ] [ مهدی و مصطفی ]

 

عکس های آرام جعفری  - emperator-pic.blogfa.com

 

بیوگرافی آرام جعفری:

آرام جعفری متولد ۲۲ بهمن‌ماه سال ۵۹ در تهران است، فرزند دوم خانواده تحصیلاتش را در رشته نقاشی به پایان رسانده و همچنین در عالم تئاتر بارها روی صحنه رفته، اولین باری که جلوی دوربین رفت در مجموعه «خارج از حصار» بود و بعدها با مجموعه «میگی نه نگاه کن» مهمان خانه‌ها شد و این بار با پرواز در حباب آمد، سریالی که چهارشنبه‌ها از <بکه سوم سیما پخش می‌شود. به بهانه پخش سریال «پرواز در حباب» آخرین گفته‌های او را بخوانید.

* آرام همه آدم‌ها رو دوست داره، لجبازه، مهربونه و غیرقابل پیش‌بینیه.
* من کار با آقای مقدم رو خیلی دوست دارم، ایشان با من تماس گرفتند و بعد از این‌که توضیحاتی درباره نقشم شنیدم با کمال میل قبول کردم که در این پروژه همکاری کنم.
* به شدت به بیزینس (تجارت) علاقه‌مندم.
* حدودا سه الی چهار سال به صورت جدی نقاشی می‌کردم و در حال حاضر فرصت ندارم ولی راستش رو بخوای دلم برای نقاشی تنگ شده.
* اصولا هر انسانی آرزوهای شخصی داره که قابل بازگو نیست، من هم یکسری آرزوها داشتم که بهش نرسیدم.
* وقتی در کنار بازیگرانی بازی کنی که فقط خودشون رو مهم ندونند انرژی می‌گیری، بازیگرانی که بازیگر نقش مقابلشون هم براشون مهمه و حتی برای حس بازیگر مقابلشون از هر کمکی که از دستشون بر بیاد دریغ نمی‌کنند.
* من قبلا تئاتر کار می‌کردم از وقتی که سنم کم بود روی صحنه تئاتر بودم و بعد هم به طور اتفاقی وارد تلویزیون شدم.
* من تعریف جداگانه‌ای از سوپراستار دارم. در کشور ما و سینمای ایران متاسفانه سوپراستارها دوره‌ای شدند. یک دوره اسم یک سوپراستار روی زبون‌هاست و بعد که چهره‌ای جدیدتر و بازی جدیدتر نظر همه رو جلب می‌کنه و به قولی سوپراستار جدید میاد، دیگه نامی از سوپراستار قدیمی شنیده نمی‌شه به خاطر همین اکثر سوپراستارهای سینمای ما یک دوره اذیت می‌شوند به خاطر این‌که اسمشون روی زبون‌هاست و یک دوره اذیت می‌شوند چون توجه‌ها دیگه منحصر به بازیگر و سوپراستارهای جدیده اما این وسط عده‌ای هستند که محبوب مردم هستند، نه سوپراستار و محبوبیتش هم دوره‌ای نیست. من دوست دارم محبوب باشم.
* بازیگرهای زن در سینما و تلویزیون و همچنین تئاتر امروز ایران خیلی پربارتر و با حس و تکنیکال‌تر نسبت به دیروز کار می‌کنند و در حال حاضر موقعیت هنرپیشه زن در ایران خیلی بهتر از قبل و چند سال پیش شده.
* من دیوانه‌وار بچه‌ها رو دوست دارم. برای مثال همین چند روز پیش که از تلویزیون شیرخوارگاه رونشون می‌داد، های های زدم زیر گریه.
* شنیدن صدای استاد علیرضا افتخاری بهم انرژی می دهد.
* سعی می‌کنم سفرهای کوتاه داشته باشم به اطراف شهر تهران می‌رم مثل فشم و یا شمال.
* کسی روحش تندرست و سلامته که یک لحظه از یاد خدا غافل نباشه، آدم‌ها رو دوست داشته باشد و به همه چیز با دید منفی نگاه نکنه.

 
[ سه شنبه شانزدهم شهریور 1389 ] [ 21:31 ] [ مهدی و مصطفی ]
جشن بزرگ تقدیر از عوامل تولید فیلم سینمایی "اخراجی‌ها" با حضور وزیر ارشاد و استقبال گسترده مردم دیروز در تالار بزرگ کشور برگزار شد. 

این جشن که با تقدیر از عوامل فیلم‌های سینمایی "اخراجی‌ها" و رونمایی از فیلمنامه "اخراجی‌ها 3" همراه بود با استقبال مردم و بازیگران این فیلم‌های پرفروش برگزار شد، سید محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و پرویز کرمی مشاور اجرایی وزیر ارشاد میهمانان ویژه این مراسم بودند.

کامبیز دیرباز، شهره لرستانی، مسعود ده‌نمکی، محمدرضا شریفی‌نیا، نگار فروزنده، میرطاهر مظلومی، مهراوه شریفی‌نیا، احمد ایراندوست، سیدجواد هاشمی، قاسم زارع، حسام نواب‌صفوی، فخرالدین صدیق شریف، حبیب‌الله کاسه‌ساز و رامین پرچمی در این مراسم حضور داشتند، تهیه‌کننده و کارگردان این فیلم از بازیگران و عوامل تولید دو فیلم "اخراجی‌ها " با اهدای تندیس تقدیر کردند.

در بخش‌هایی از این مراسم نمایشی همراه با قطعات موسیقی اجرا شد و چنگیز حبیبیان ترانه‌ای خواند. فیلمنامه فیلم سینمایی "اخراجی‌ها 3" در بخشی از این مراسم رونمایی شد.

  


اخراجی های 3 

 
[ چهارشنبه یازدهم آذر 1388 ] [ 8:56 ] [ مهدی و مصطفی ]

دعوت از لیلا اوتادی برای بازی در انگلستان


لیلا اوتادی به تازگی پیشنهادی برای بازی در یک فیلم انگلیسی دریافت کرده است.
پایگاه خبری جهان نوشت:
لیلا اوتادی بازیگر سینما و تلویزیون ایران که بیشتر به خاطر بازی در فیلم بید مجنون مجید مجیدی دربین علاقه مندان سینما شناخته شده است به تازگی پیشنهادی برای بازی در یک فیلم انگلیسی دریافت کرده و قرار است در آن با جودلاو همبازی باشد.
 
 
گروه بزرگ پارس کلوب
[ چهارشنبه یازدهم آذر 1388 ] [ 8:54 ] [ مهدی و مصطفی ]
عکس های سحر قریشی و همسرش
سحر قریشی متولد 1366 است و تنها عضو متاهل بین بازیگران جوان دلنوازان به حساب می آید. همسر او مهران اخوان ذاکری است و 25 سال سن دارد . زندگی مشترک آنها چند سالی است که آغاز شده و روز های خوبی را با هم پشت سر میگذارند . سحر قریشی تنها یک برادر دارد و رنگ های مورد علاقه اش مشکی ، آبی و قرمز است . سحر قریشی دوست دارد هر چه زود تر به اوج برسد و این آینده را برای خود پیش بینی میکند . برای قریشی نوع پوشش و لباس خیلی اهمیت دارد . او حسین سهیلی زاده را مانند پدرش دوست دارد.
[ چهارشنبه چهارم آذر 1388 ] [ 7:57 ] [ مهدی و مصطفی ]

 

     

 نيكو خردمند بازيگر سينماي ايران شامگاه گذشته ـ 25 آبان ماه ـ از دنيا رفت.

به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين بازيگر سينما از چندي قبل در بستر بيماري بود.

نيكو خردمند كه 27 شهريور ماه در جشن خانه سينما مورد تجليل قرار گرفت، متولد 1311 در تهران است و فعاليت هنري‌اش را از سال 1337 با گويندگي در راديو آغاز كرده و از سال 1339نيز در دوبله مشغول بوده است.

وي كار بازي در سينما را از سال 1369 با فيلم «پرده آخر» به كارگرداني «واروژ كريم مسيحي» آغاز كرد كه اولين نقش آفريني او در سينما سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش دوم زن در نهمين جشنواره فيلم فجر را برايش به ارمغان آورد.

اين بازيگر همچنين سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش دوم زن در دوازدهمين جشنواره فيلم فجر را براي فيلم «بازيچه» دريافت كرد و براي فيلم «غزال» نيز نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر نقش دوم زن در چهاردهمين جشنواره فيلم فجر شده است.

نيكو خردمند پس از سالها كم‌كاري در بيست‌وچهارمين جشنواره فيلم فجر، با فيلم‌هاي « پرونده هاوانا»،«كافه ستاره»و« چند مي‌گيري گريه كني» حضور داشت.

[ چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 ] [ 9:31 ] [ مهدی و مصطفی ]

حميـد گـودرزي:پنجمين خورشيد، عبرت‌آموز است

koolaak.blogfa.com


 

حميد گودرزي بازيگر توانايي است كه از 30 سالگي به اين حرفه رو آورده است. او در كنكور سال 74، در رشته دندانپزشكي قبول شد، پدر، مادر، دوستان و اقوام همه بر اين تصور بودند كه او هفت سال ديگر دكتر دندانپزشك خواهد شد، ولي او پايش رادر يك كفش كرد، كه مي‌خواهم بازيگر شوم و سرانجام هم به اين آرزويش رسيد و پله‌پله مراحل ترقي را پيمود تا امروز، البته وي با اينكه محبوبيت و شهرت خود را از تلويزيون به دست آورد،
اما در سال‌هاي اخير يكباره به فعاليت‌هاي سينمايي رو آورد، پيشنهاد «عليرضا افخمي» به او براي حضور در «پنجمين خورشيد» باعث شد كه حميد اين بار «بله» بگويد و بازگشتي دوباره به تلويزيون داشته باشد.
 گرچه در سال‌هاي گذشته او قرار بود در «او يك فرشته بود» و «زيرزمين»، هر دو به كارگرداني عليرضا افخمي حضور داشته باشد، اما اين امر ميسر نشد و اينك در رمضان سال 88، او با پنجمين خورشيد آمده است. جا دارد از دوست خوبمان «شهرام زماني» كه هماهنگي‌هاي لازم را براي اين گفتگو انجام داد، تشكر كنيم.

بازگشت دوباره

حميد گودرزي در سريال‌هايي چون مسافري از هند، تب سرد و كمكم كن، خاطرات زيادي در ذهن بينندگان تلويزيون خلق كرد، اما به يكباره، تصميم گرفت فعاليت در سينما را ادامه بدهد و حالا پس از گذشت 6 سال، دوباره ماه رمضان امسال با سريال پربيننده «پنجمين خورشيد» به تلويزيون بازگشت. گودرزي مي‌گويد: طي اين سال‌ها پيشنهادهاي زيادي تلويزيوني داشتم، كه بيشترشان هم مناسبتي و براي ماه رمضان بود، اما بنا به دلايلي اين پيشنهادها را رد كردم، تا اينكه قسمت شد، امسال در خدمت مردم با بازي در يك مجموعه «ماورايي» به نام پنجمين خورشيد حضور داشته باشم. طي اين مدت سريال‌هاي ماه رمضان را دنبال مي‌كردم، به خصوص كارهاي «رضا عطاران» كه سريال‌هاي مفرحي بودند و همچنان سريال «ميوه ممنوعه» كار حسن فتحي كه خيلي ديدني بود.

گودرزي مي‌گويد: «البته قرار بود پس از «تب سرد» در سريال‌هاي «او يك فرشته بود» و «زيرزمين»، هر دو به كارگرداني عليرضا افخمي بازي كنم كه هر دو بار، اين امر ميسر نشد. متن پنجمين خورشيد

به عليرضا افخمي اعتماد دارم، او متن‌هاي خوبي را مقابل دوربين مي‌برد، درست مانند كارهاي گذشته‌اش، اين داستان كسي را نصيحت نمي‌كند، البته لايه‌هاي معنوي و مذهبي دارد كه افخمي با ظرافت خاصي به بيان آن پرداخته است. اين داستان پرمحتوا، عبرت‌آموز و البته تا حدي ماورايي است، اما نه به آن شكل كه در سال‌هاي اخير در سريال‌ها مرسوم بوده و به دنبال برزخ و روح و... باشد. اتفاقي است كه در اين كره خاكي مي‌افتد و يك انسان به زماني ديگر منتقل مي‌شود.«محسن» نقش محوري را بازي مي‌كند كه يك دوره 24 ساله را نشان مي‌دهد، همان‌طور كه ديديد در اين مجموعه من پسر خانواده‌اي هستم كه با مادر و خواهرش زندگي مي‌كند و دچار مشكلات مادي است، اين داستان مربوط به سال 1364 است. در ادامه مي‌بينيم كه سن من تغيير نمي‌كند، اما در مورد بقيه بازيگران، 24 سال به سن و سالشان اضافه مي‌شود.

كيش و مات

همزمان با اينكه علاقه‌مندان به هنر، حميد گودرزي را هر شب پس از افطار از شبكه سه مي‌بينند، فيلم «كيش و مات» او روي اكران است، اگر اين فيلم را نديده‌ايد، بخوانيد كه داستان آن و نقش گودرزي در آن چيست.

گودرزي مي‌گويد: نقش يك پسر بدشانس را بازي مي‌كنم كه اگر دست به طلا هم بزند، خاكستر مي‌شود! او يك روز تصميم مي‌گيرد خودكشي كند، اما موفق نمي‌شود و سر از بيمارستان درمي‌آورد، در آنجا يك خانم دكتر روان‌شناس (كه آن نقش را الناز شاكردوست بازي مي‌كند) را به او معرفي مي‌كنند، آن جوان بدشانس چند جلسه‌اي به مطب آن خانم دكتر مي‌رود و اين ارتباط باعث مي‌شود كه آنان نسبت به هم علاقه‌مند شوند. خانم دكتر هم با كمك گودرزي در فيلم، از خجالت آنهايي كه مي‌خواهند پول‌هايش را بالا بكشند، درمي‌آيد. آدم‌ بدهاي فيلم، تيرشان به سنگ مي‌خورد و آدم خوب‌هاي فيلم هم در نهايت با يكديگر ازدواج مي‌كنند. اين داستان معمولا در ميان تماشاگران جواب مي‌دهد. چرا كه آنان پايان خوش را دوست دارند، ازدواج پسر فقير با دختر پولدار و برعكس...

خاطره‌اي از رمضان

آن زماني كه «كمكم كن» پخش مي‌شد با آن داستان جذابش، يكي از دوستانم، خواهرش را در بيمارستان خاتم‌الانبيا(ص) بستري كرده بود، از من خواست كه با حاضر شدن در بيمارستان به خواهرش روحيه بدهم. مي‌خواستند خواهرش را عمل جراحي كنند، وقتي كه رفتم آنجا، همراهان ديگر بيماران، در بخش‌هاي مختلف بيمارستان مي‌‌خواستند به عيادت بيمارانشان بروم، خاطره‌اي كه هيچ‌‌گاه از ذهنم پاك نمي‌شود. اينكه به بيمارستان‌ها و آسايشگاه‌ها سر بزنم، كاري است كه دوست دارم انجام و ادامه بدهم، امسال هم اگر فرصتي پيش بيايد اين كار را انجام خواهم داد.

از دندانپزشكي تا بازيگري

حميد گودرزي از جمله بازيگران نسل جوان كشورمان است كه خيلي زود پله‌هاي ترقي را پيمود و توانست جزئي از نسل ستاره‌هاي دهه هشتاد سينماي ايران باشد. حميد گودرزي در سوم آذرماه سال 1356 به دنيا آمد و جالب اينكه با مادرش تنها 14 سال اختلاف سني دارد. پدر او فرش‌فروش و مادرش خانه‌دار است، تنها خواهرش هم كه از حميد كوچك‌تر است، گرافيك خوانده. گودرزي ديپلم تجربي دارد، اما فارغ‌التحصيل دانشكده هنر و معماري است. گرچه حميد گودرزي در كنكور سال 74، در رشته دندانپزشكي قبول شد، اما از بس عاشق بازيگري بود، دندانپزشكي را رها كرد. او بزرگ شده ميدان آرژانتين در تهران است و خاطرات زيادي دارد فكر مي‌كنيد، چه شد او به بازيگري رو آورد؟

مي‌گويد: «در خيابان الوند تهران، همان جايي كه شبكه دو واقع شده است، اتومبيل «بهروز بقايي» پنچر شد، به كمكش رفتم و اتومبيل او را هل دادم، همان جا از بقايي خواستم كه به من بگويد چگونه بازيگر شوم.» او علاوه بر استعداد زياد در بازيگري، صداي خوبي هم دارد و در اولين كارش «داني و من» ترانه هم خواند، ضمن اينكه مدتي با گروه «سون» همكاري كرد.

او علاوه بر بازيگري در بيزينس هم فعاليت دارد، در تجارت فرش و شكلات فعاليت مي‌كند. بارها گفته اگر بازيگر نمي‌شد، شايد مربي فوتبال! رهبر اركستر يا دكتر مي‌‌شد. حميد گودرزي به شدت به فوتبال علاقه دارد و در گفتگوهاي مختلف بارها اعلام كرده كه طرفدار تيم استقلال است. گل كوچيكش هم زياد بد نيست، اما مي‌گويد: بازي‌ام بهتر از فوتبال است. گرچه بايد اشاره كرد كه او به ورزش‌هاي بوكس، تنيس و بدنسازي نيز علاقه دارد.

نكته خواندني اين است كه حميد گودرزي در سال 74 با كامبيز ديرباز و پرستو گلستاني هم دانشگاهي بوده و هر سه آنها نيز در دنياي هنر موفق شدند.

حميد گودرزي بيستم شهريورماه سال 1383، زماني كه 27 ساله بود، پاي سفره عقد نشست و زندگي مشترك خود را آغاز كرد.او در دوران كودكي پسر شيطاني بود، مي‌گويد: «اين خاطره هيچ‌گاه از خاطرم نمي‌رود، كلاس اول دبستان كه بودم، تمام كتاب‌هايم را به يك دوره‌گرد دادم و به جاي آن، گوجه‌سبز گرفتم!» يكي ديگر از ويژگي‌هاي او اين است كه كم مصاحبه مي‌كند، مي‌گويد: «بايد چيزي براي گفتن داشته باشم تا مصاحبه كنم.»

 22 قسمت

ابتدا قرار بود اين مجموعه در 30 قسمت ساخته شود، اما كارگردان تشخيص داد تا كار را در 22 قسمت بسازد.

 همكاري با سلوكي

از قبل با مهدي سلوكي در «تب سرد» همكاري داشته‌ام، ما دوستان خوبي هستيم و اين دوستي باعث شد تا همكاري‌مان خوب از كار دربيايد، ضمن اينكه از حضور شهرام قائدي هم نبايد بگذريم، دوست و همكار خوب من در اين مجموعه... و تمام عواملي كه براي اين مجموعه زحمت كشيدند.

كار و زندگي دو مقوله جدا

اينكه در زمان مطرح شدن نامم در سينما ازدواج كردم، كمك زيادي به من كرد، گرچه اين تاثيرگذاري به دو طرف و توافق‌هايي كه با هم دارند و قول و تعهدهاي زن و شوهرها بستگي دارد. من در حال حاضر كار و زندگي را از هم جدا كرده‌ام. در اوايل ازدواج از آنجايي كه همسرم با فضاي كار هنري من غريبه بود، كمك فكري نمي‌كرد، اما الان فيلم‌نامه را مي‌خواند و نظراتش را به من انعكاس مي‌دهد.

موسيقي تيتراژ

اينكه من روي تيتراژ بخوانم، موضوعي بود كه ايده‌ آن مطرح شد، اما آقاي افخمي نظرشان مثبت نبود. او اعتقاد داشت كه اگر شخصيت اصلي داستان بخواند، بينندگان او را آن‌طور بايد و شايد باور نمي‌كنند.

ورزش

بدنسازي را دوست دارم و فوتبال را دنبال مي‌كنم. از ميان ورزشكاران با جواد نكونام، علي انصاريان، نيكبخت‌واحدي و آرش ميراسماعيلي (كه البته اين آخري از قهرمان‌هاي جودوي ايران است) رفاقت نزديكي دارم.
[ چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 ] [ 15:46 ] [ مهدی و مصطفی ]
صد نکته ی خواندنی ازپوریاپورسرخ:   به زودی(( دکتر))می شود!

0- در چهارم تیر 1356 به دنیا      

آمد                                        

1- متولد تهران                          

2- چهارصبح دیده به جهان گشود 

3- فرزند اول خانواده                 

4- دارای دو خواهر ویک برادر    

5-دانشجوی دکترای فیزیولوژی    

 گیاهی است.                             

6- پدرش بازنشسته ی شرکت نفت

ومادرش مدرس زبان انگلیسی است.

7- مجرد!!!                              

8-شروع کارش با((فرار بزرگ))بود

9- بهترین مونس او خانواده اش   

هستند.                                     

10- نوروز 85 باسریال وفا شناخته

شد.                                         

11- کارش طراحی فضای سبز است.

12- دردوران تحصیل بهترین ساعات

اودرمدرسه زنگ ورزش وریاضی بود

13- آرام رانندگی میکند.               

14- بازی خسرو شکیبایی ومحمدرضا

شریفی نیارادوست دارد.               

15- درمصاحبه های اولیه اش تاریخ 

تولدوسنش رابازگو نکرد.              

16- بازی ادواردنورتون رادنبال میکند

17- اهل اس ام اس نیست.              

18-استقلالی است و عاشق ناصر     

حجازی.                                   

19- زودرنج                                

20-رازموفقیتش دروفاراحضور       

کارگردان خوب وفیلمنامه ی قوی     

میداند.                                       

21- صدای دکتراصفهانی رادوست دارد

22- به آشپزی علاقه منداست(چه خوب!)

23- دوران راهنمایی اش رادر مدرسه ی

شهیدباهنرودوران دبیرستان رادرمدرسه ی

رازی گذراند.                                   

24- اصلا"درس شیمی رادوست نداشت

(آخه چرا؟!!!!!!)                             

25- قبض موبایلش همیشه بامبالغ      

بالا(!)پرداخت میشود.                       

26- فسنجان های مادرش راباهیچ چیز  

عوض نمیکند                                  

27- درزندگی ازدروغ گفتن بیزاراست.  

28-شایعه شده بود باباران کوثری ازدواج

کرده!!!(من که نشنیده بودم)             

29- اهل لباس مارک داراست.            

30- درسه ماه اول سال هشتادوپنج      

مطبوعات امان اورابریدند....              

31- فوق لیسانس رارتبه ی سوم وبامعدل

بالا اخذکرد.                                     

32- خوشحال کردن عزیزان بهترین      

آرزوی اوست.                                  

33- محله های قدیمی تهران رادوست دارد

34- رفقای مطبوعاتی زیادی دارد(بابارفیق!)

35- اهل دعوانیست(حییییییییییف)          

36- اجرای عادل فردوسی پوررامیپسندد....

37- علاقه ی خاصی به تهران دارد.        

38- دوست دارد دختری به نام هیلدا داشته

باشد(ایشالا خداقسمت کنه)                  

39- ازسیاست خوشش نمی آید             

40- به نظرپوریاحضورفرهادقائمیان در 

نقش خرچنگ شاهکارسریال وفا بود.    

41-هرگززیربارزورنمیرود(دمش گررررم)

42- پاترول مشکی اش رافروخته و یک  

هیوندای شاسی بلند خریده(دارندگی و    

برازندگی!!!!!!)                             

4۳- فیلم های عینک دودی وآژانس

شیشه ای رابهترین درزمان خودش

میداند.                                    

44- رنگ های موردعلاقه اش:آبی

مشکی وسفیداست.                   

45- بهترین بازیکن فوتبال به نظراو

((رضاعنایتی))است.                   

46- فعلا"قصدازدواج ندارد.        

47- بیشترین تنقلاتی که درخوردن

آن زیاده روی میکندآجیل است.    

48- معتقداست فرزند ازخانواده    

ایدئواوژی میگیرد.                    

49- فوق العاده ولخرج.             

50- ازدستمزد بازیگری اش راضی

است.                                     

51- بهترین دوستش ((محمدحسین

لطیفی)) است.                         

52- دردوران مدرسه برخلاف الان

بسارشربود.                          

53- ازکودکی ورزش کاراته را     

دنبال کرده.                            

54- به خاطرمعروفیتش دروفابا  

نشریات ومجلات زیادی گفت وگو

کرد.                                    

55- بسیاراحساساتی وعاطفی    

است.(چه روح لطیفی!!!)         

56- درصورت داشتن وقت مجلات

ونشریات معتبررامطالعه میکند.  

57- برای زندگی پول راازعوامل 

مهم میداند.                            

58- درمیان حیوانات ازسگ       

خوشش می آید.                       

59- به چشم زدن وچشم خوردن  

معتقداست.                             

60- میگوید:هرکس پول بیشتری 

خرج کندخداوند پول بیشتری به او

میرساند.                                

61- چون کارش با گل وگیاه است

نمیتواند یکی ازآنها رابه عنوان  

بهترین انتخاب کند.                  

62- اصلا"حسابگرنیست.          

63- دوست داردباکسی ازدواج کند

که خانواده دارباشد.                 

64- درزندگی اهل سرعت نیست. 

65- برخلاف اینکه زودرنج است 

کینه هاخیلی زودازدلش پاک میشود

66- کارگردان وفاعامل اصلی  

ورودش به این عرصه شد.    

67- درساعت شنی به خاطر    

رفاقت بابهرام بهرامیان حضور

پیداکرد.                              

68- چهارم تیربهترین روز     

زندگی اش است.                  

69- فقط ازخداوند میترسد.     

70- ازدواج راتصمیم نمیداند   

بلکه اتفاق شیرینی درزندگی    

است.                                 

71- شایعه شده بودبه مجلات  

زردپول میدهد.                    

72- نامزددریافت جایزه ی      

بهترین بازیگرمرد درجشنواره 

فیلم فجرشد.                        

73- درسریال وفا روزانه دوازده

الی سیزده ساعت کارمیکرد.    

74- به دلیل شغل پدرش در     

شهرهای مختلف زندگی کرده است

75- درسریال صاحبدلان بیشتر 

به خدانزدیک شد.                 

76- خودش هم باپخش سیزده  

سیزده قسمتی وفاانتظاراین همه

معروفیت رانداشت.               

77- ذاتا"انسان خجالتی است. 

78- پوریادریک سمیناربامحمد

حسین لطیفی آشناشد.           

79-سال85 برای پوریاسال رشد

فوق العاده هنری شد.            

80- خیلی هامعتقدند:پوریا یک 

شبه ره صدساله رفت!!...........

81- اصلا"اهل قرض وطلب     

نیست.       

82- هرسه خواهروبرادرش   

دانشجوهستند.                   

83- دوست دارد همسرش     

صبورومهربان وباوفاباشد!!! 

84- درصاحبدلان همانندوفا   

درخشید.                           

85- به رنگ های تیره علاقه 

دارد.                               

86-بهترین هدیه ازنظراوچه  

برای دادن وچه برای گرفتن  

کتاب است.(اینوموافقم...)     

87- سریال رستگاران از او   

به تازگی به پایان رسیده.      

88- جواب تمام تماس هایی که

باموبایلش گرفته میشودرامیدهد

89- بیشترقسمت های سریال  

وفادرامامزاده خوله بلبک بود. 

پوریابه خاطراین سریال موهایش

رارنگ کرد.                        

90- تجربه ی سه همکاری    

تلویزیونی بالطیفی راداشت.  

91- معتقداست انتقادنبایدازروی

غرض باشد.                      

92- بسیارباادب ومتین است.  

93- روزسوم چهارمین همکاری

اوبالطیفی است.                   

94- درفیلم روزسوم شاهکار   

بازی کرده است.                  

95- درجشنواره ی فیلم فجر    

بادوفیلم حضورش راپررنگ کرد

96- بامهراوه شریفی نیارابطه ی

خوبی دارد.                          

97- دوست ندارد کسی قیمت    

دستمزدش رابداند.               

98- برای روزحسرت ماهی 12

میلیون دستمزد گرفت.           

99- شایعه شدکه درسرفیلم      

برداری روزسوم سرماخوردگی 

شدیدی گرفت وبه بیمارستان رفت

100- درمجموع پسر با معرفت  

ومشدی است.پوریا به زودی    

دکترایش رامیگیرد.                

101- چه تواخلاق چه توقیافه و

چه توبازی هیچکس به  گردشم 

نمیرسه(این آخری رو خودم گفتم)

 البته میدونم خیلیاش تکراری بود ولی انصافا"خبرجدید هم داشت...نه؟!!!!

کامنت فراموش نشه......................    

[ سه شنبه سوم شهریور 1388 ] [ 15:13 ] [ مهدی و مصطفی ]
بازيگر نقش «جومونگ» با توضيح اين كه «يكم اكتبر «روز نظامي» در كشور كره و روز توليد اوست» گفت: چون در اين روز به دنيا آمدم پدر و مادرم نام «ايل گوك» را براي من انتخاب كردند.

به گزارش ايسنا، ‌سونگ ايل‌گوك در نشست خبري امروز 27 مرداد ماه در تالار همايش‌هاي صداوسيما با بيان اين كه «جومونگ» در كشور كره نيز واقعا معروف است ادامه داد: تا به حال چند سريال تاريخي مانند «جواهري در قصر» در كره‌جنوبي ساخته شده است، ولي مانند «جومونگ» با بازتاب مخاطب مواجه نشده است. در واقع «جومونگ» موسس سلسله‌ي گوگوريو است كه همزمان با سلسله هخامنشيان در ايران است. با ساخت اين سريال ، لباس محلي آن زمان با «جومونگ» در يك سريال به نمايش درآمد.



اين بازيگر در پاسخ به اين پرسش كه آيا فيلم‌ها و سريال‌هاي ايراني در كره پخش مي‌شود و آيا به بازي در كنار كدام يك از بازيگران بين‌المللي علاقمند است؟ اظهار كرد: اكنون متوجه شدم كه سريال «امپراتور دريا» نيز در ايران پخش شده است و از اين بابت خوشحالم. چون اين مجموعه براي من اثر مهمي محسوب مي‌شود. در كره تا به حال سريال‌هاي ايراني پخش نشده است، ولي چند فيلم سينمايي مانند «بچه‌هاي آسمان» روي آنتن رفته است.

او اضافه كرد: تمام بازيگران، كارگردانان و هنرمندان، معلم من هستند؛ و بايد از آن‌ها بياموزم. بنابراين نمي‌توانم از بين آن‌ها يك فرد را انتخاب كنم و آرزومندم كه بتوانم با همه آن‌ها همكاري كنم.



سونگ در پاسخ به اين پرسش كه آيا نسخه‌ي دوبله شده به فارسي «جومونگ» را ديده است، گفت: متاسفانه هنوز اين نسخه را نديدم. ولي علاقه‌ي زيادي به ديدن گوينده‌ي نقش «جومونگ» و شنيدن صداي او دارم.



او با اشاره به دوبله «افسانه جومونگ» به زبان چيني اظهار كرد: از طريق يكي از دوستانم متوجه شدم كه اين سريال به زبان چيني دوبله شده است. وقتي آن را ديدم برايم بسيار جالب و در عين حال خنده‌دار بود. البته كيفيت آن به گونه‌اي بود كه چند روز گريه مي‌كردم و نمي‌توانستم بخوابم. البته اميدوارم دوبله‌ي اين سريال به فارسي اين گونه نباشد.

بازيگر سريال «امپراتور بادها» درباره توليد فيلم و سريال در كره گفت: در كره در سال بيش از 100 فيلم و سريال ساخته مي‌شود كه با يكديگر رقابت دارند.



او با بيان اين كه ايران تاريخ و تمدن عظيمي دارد، اظهار كرد: من به اين مورد اهميت زيادي مي‌دهم. البته ايراني‌ها به داستان‌هاي قهرماني خيلي معروف هستند. «جومونگ» هم داستان يك قهرمان است، بنابراين بين او و داستان‌هاي ايراني شباهت‌هايي وجود دارد.

سونگ درباره‌ي علت موفقيت سريال «جومونگ» گفت: نكات مختلفي براي موفقيت اين سريال وجود دارد؛ داستان اين مجموعه يكي از آن‌ها است؛ همين مساله باعث موفقيت اين مجموعه در ايران و كره شده است.

او اضافه كرد:‌ شنيده‌ام ترافيك تهران سنگين است. البته در كره هم چنين وضعيتي وجود دارد و در زمان پخش سريال «جومونگ» اين ترافيك كاهش مي‌يابد.




اين بازيگر در پاسخ به اين پرسش كه آيا در زمينه تئاتر نيز فعاليت داشته و به كدام يك از رسانه‌هاي سينما،‌تئاتر و تلويزيون علاقه‌ي بيشتري دارد، گفت: متاسفانه فعاليت تئاتري نداشته‌ام. چون من در امتحان تلويزيون شركت كردم. با اين حال واقعا به فعاليت در تئاتر علاقمندم و در كنار سينما و تلويزيون براي من يكي هستند.

او در پاسخ به اين پرسش كه با توجه به وجود صحنه‌هاي رزمي در سريال افسانه‌اي «جومونگ»، آيا پيش از تصويربرداري تمريناتي در اين زمينه انجام داده است، گفت: رزمي كار نيستم. ولي سه ماه پيش از بازي در اين سريال تمرينات زيادي كردم. به ويژه در زمينه اسب‌سواري؛ به طوري كه تمام صحنه‌هاي اسب‌سواري را خودم بازي كردم.

سونگ در پاسخ به پرسش خبرنگاري درباره اطلاع او از خودكشي پسري به خاطر سوسانو و مرگ پسري چهار ساله گفت: تسليت عرض مي‌كنم كه پسري به خاطر جومونگ و سوسانو خودكشي كرد و براي نخستين بار اين مساله را شنيدم اصلا فكر نمي‌كردم كه ديدن يك مجموعه باعث چنين اتفاقاتي شود. از طرف ديگر خوشحالم چرا كه اين مسائل نشان دهنده شهرت جومونگ و طرفداران زياد او در ايران است.

او اضافه كرد: تمام پسران كره‌يي عاشق سوسانو هستند. بنابراين به نظر مي‌آيد آنان رقباي زيادي دارند.

اين بازيگر در پاسخ به اين پرسش كه آيا از وجود خيابان سئول در تهران و خيابان تهران در سئول آگاهي دارد، گفت: زماني كه ارتباط صميمانه ايران و كره آغاز شد قرار شد در كره خيابان تهران و در ايران خيابان سئول نامگذاري شود البته خيابان تهران معروف‌ترين و گران‌ترين خيابان كشور كره است.

سونگ در پايان اين نشست اظهار كرد: اگر بار ديگر به ايران دعوت شوم حتما به اين كشور سفر مي‌كنم.

به گزارش ايسنا، اين مراسم با حضور اندي كيم مديركل ال جي در ايران، حسين ديلمي رييس هيات مديره گلدايران و حسين تنهايي قائم مقام هيات مديره گلدايران برگزار شد و كيم و تنهايي در ابتداي اين مراسم درباره علت دعوت از سونگ ايل گوك به كشورمان و محصولات اين شركت سخن گفتند.





***در حاشيه:

ـ قائم مقام هيات مديره گلديران درباره برنامه‌هاي ديگر سونگ در ايران گفت: او قرار است از محك(موسسه حمايت از بيماري‌هاي سرطاني) بازديد كند. علاوه بر آن در يكي از مراسم كه با حضور عوامل دوبله‌ي سريال «افسانه جومونگ» برگزار مي‌شود،‌ ترجمه صحبت‌هاي سونگ با صداي عليرضا باشكندي ـ مدير دوبلاژ افسانه جومونگ و گوينده اين نقش ـ به استحضار شركت كنندگان مي‌رسد.

ـ گفتني است بازديد سونگ از موزه سينما و ملاقات با برخي هنرمندان كه نيكي كريمي از جمله‌ي آن‌ها است از ديگر برنامه‌هاي اين بازيگر كره‌يي در سفر به ايران است.

ـ بيش از 100 عكاس و خبرنگار براي پوشش نشست خبري سونگ ايل گوك به سالن همايش‌هاي صداوسيما آمده بودند.

ـ زماني كه سونگ پشت ميز كنفرانس مطبوعاتي قرار گرفت عكاسان او را احاطه كردند. به گونه‌اي كه او قابل رويت نبود.

ـ اندي كيم مديركل شركت ال جي در ايران از خبرنگاران پرسيد، جومونگ سنتي را بيشتر مي‌پسنديد يا تيپ به روز او را؟

اندي كيم مديركل شركت ال جي در ايران درباره اين بازيگر كره‌يي و جومونگ گفت:‌ اكنون سونگ و جومونگ به قسمتي از زندگي مردم ايران تبديل شده است. مهم‌تر از آن شخصيت سونگ و سريال جومونگ است كه با اهداف شركت ما هماهنگي زيادي دارد كه از جمله آن طراحي زيبا، تكنولوژي هوشمند و هماهنگي كامل با زندگي مردم است.

او درباره سونگ گفت: او هواداران زيادي در كشورهاي آسيايي دارد. سونگ نوه‌ي يكي از مهم‌ترين ژنرال‌هاي كره‌اي است كه جان خود را براي استقلال ميهن‌اش فدا كرد به همين دليل شخصيت او به عنوان شهروندي نمونه شناخته مي‌شود.

در ادامه تنهايي قائم مقام هيات مديره گلديران گفت: ال‌جي براي تداوم فعاليت‌هاي خود به غير از مسيرهاي مرسومي مانند خدمات و كيفيت مناسب تلاش مي‌كند به نوع ديگري با مردم تعامل داشته باشد. بنابراين حامي مالي محصولات فرهنگي مانند كلاه قرمزي و سروناز در سينما قدس و گروه آرين بوده است. در حال حاضر نيز با توجه به استقبال مردم از سريال افسانه‌اي جومونگ، سونگ را به ايران دعوت كرديم تا با شادي‌ و استقبال مردم از سريال افسانه‌اي جومونگ و اين بازيگر همگام باشيم.

او خبر داد: فيلمي مستند از ابتداي ورود تا خروج سونگ از ايران تهيه و براي همه مشتريان خود ارسال مي‌كنيم و علاقمندان هم مي‌توانند در اين زمينه به سايت گلدايران مراجعه كنند. اميدواريم كه سفر سونگ به ايران همكاري‌هاي بيشتري بين كشور ايران و كره به وجود آورد.

ـ از اين بازيگر درباره علاقه خود به ورزش و رنگ‌هاي قرمز و آبي پرسيده شد كه پاسخ داد: عاشق ورزش كردن هستم و در مواقع بيكاري حدود شش ساعت به اين كار مي‌پردازم. از ميان رنگ‌ها هم به آبي علاقمندم و هم قرمز و موقع ورزش يا كاملا آبي مي‌پوشم يا كاملا قرمز. البته رنگ مشكي را هم دوست دارم.

ـ اين كنفرانس خبري قرار بود ساعت 14 آغاز شود ولي با يك ساعت و 35 تاخير ساعت 15 و 35 شروع شد كه استقبال مردم از اين هنرمند يكي از دلايل اين تاخير عنوان شد.

ـ پشت در تالار همايش‌هاي صداوسيما چند تن از علاقمندان اين بازيگر كره‌اي با در دست داشتن گل‌هايي مشتاقانه انتظار خروج او را از اين مكان مي‌كشيدند اما در نهايت موفق به دادن گل‌ها و گرفتن امضاء نشدند.
[ چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 ] [ 12:26 ] [ مهدی و مصطفی ]
پس از چند هفته رکود در سینماها، هفته گذشته فیلم‌های کمدی روی پرده با استقبال مخاطبان مواجه شدند. "پسر تهرونی" و "خروس جنگی" دو فیلم پرفروش این روزها هستند که به نظر می‌رسد باید منتظر بالا رفتن آمار فروش آنها در هفته آینده باشیم.

به گزارش خبرنگار مهر، با نزدیک شدن به آغاز دومین فصل تابستان فروش فیلم‌های روی پرده همچنان به شرایط آرمانی نرسیده است. هرچند در روزهای اخیر حمایت سازمان صدا و سیما در پخش تیزر رایگان فیلم‌های روی پرده تا اندازه ای  به فروش فیلم‌ها کمک کرده اما پخش‌کنندگان و سینمادارها از فروش فیلم‌ها راضی نیستند.

"پسر تهرانی" به کرگردانی کاظم راست‌گفتار همان طور که انتظار می‌رفت با استقبال مخاطبان روبرو شده است. این فیلم کمدی که سومین تجربه کارگردانی راست‌گفتار محسوب می‌شود بعد از "درباره الی" پربازیگرترین فیلم روی پرده است. "پسر تهرونی" که در 24 سینما اکران می‌شود پس از 23 روز نمایش فروش 390 میلیون تومانی داشته است.

[ سه شنبه سی ام تیر 1388 ] [ 13:50 ] [ مهدی و مصطفی ]

آنجلینا جولی

 
مارلين مونرو و آنجلینا جولی تجسم فریبندگی و جذابیت هستند. مردان دربرابر آنها به هیجان می آیند و زنان به زیبایی و اندام آنها رشک می برند. طبق یک نظر سنجی انگلیسی، آنجلینا جولی و مارلين مونرو به عنوان فریبنده ترین و جذابترین زنان تمام دوران نامیده شدند.
به گزارش دوخت به نقل از China Daily، به نظر زنان انگلیسی، مارلین مونرو فریبنده ترین زن زمان گذشته و آنجلینا جولی جذابترین زن حال حاضر دنیا است.
 
مارلين مونرو
 
 
 
اما از آنجایی که ستارگان هالیوود مملو از صفات فریبنده و جذاب هستند، زنان انگلیسی نسبت به قدرت فریبندگی خود اعتماد به نفس ندارند.
این نظر سنجی کشف کرد که هنر فریبندگی در میان زنان انگلیسی در معرض خطر از بین رفتن است؛ زیرا تقریبا نیمی ازشرکت کنندگان در این نظرسنجی اظهار کردند که احساس زیبایی و جذابیت نمی کنند.
 
آنجلینا جولی
 
 
 
آنها شیوه زندگی گیج کننده و پرتنش خود را دلیل این امر می دانستند. 51 درصد از پاسخ دهندگان گفتند که آخرین باری را که احساس زیبایی و فریبنده بودن می کردند، به خاطر نمی آورند.

تقریبا نیمی از این زنان هنگام پوشیدن لباس مشکی احساس فریبندگی می کردند، 60 درصد نیز گفتند که عطر محبوبشان باعث می شود که حس کنند که دوست داشتنی و جذاب هستند.



[ دوشنبه یکم تیر 1388 ] [ 2:34 ] [ مهدی و مصطفی ]

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

- متولد 1349
- فارغ التحصیل کامپیوتر
- همسر نیلوفر خوش خلق (بازیگر)
- شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم « دو همسر » (اصغر هاشمی) در سال ١٣٧٠.

- در دوران تحصیل به فعالیت در تئاتر پرداخت و پس از گرفتن دیپلم، ضمن خدمت سربازی در مرکز هنرهای نمایشی عقیدتی - سیاسی نیروی هوایی فعالیتش را آغاز کرد. در سال 1370 بازیگر یک تئاتر کودکان به کارگردانی ثریا قاسمی بود. در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت جایزه بازیگر نقش دوم برای فیلم براده های خورشید شد.

- خیلی زمان برد تا بتواند به عنوان بازیگر نقش اول در فیلمهای سینمایی بازی کند. در اولین نقش آفرینی اش به عنوان بازیگر نقش اول در فیلم « سیب سرخ حوا » (1378) چندان موفق نبود.

- او در فیلم های سیروس الوند توانست خوش بدرخشد. در فیلمهای « هتل کارتن »، « دست های آلوده » و بخصوص در فیلم « مزاحم » که متاسفانه بازی زیبای امین حیایی با شخصیت پردازی ضعیف از دست رفت.

- او در سال 1381، رکورددار بود. شش فیلم با بازی او در سال 1381 در سینماهای تهران به روی پرده رفت: مزاحم، مانی و ندا، مونس، اثیری، رز زرد، بوی بهشت

- بازیهای متفاوت او در سال 1382: « عروس خوش قدم » و « دختر ایرونی » و در سال 1383 با فیلمهای « کما » و « مهمان مامان » نام او را به عنوان یک بازیگر توانا سر زبانها انداخت تا جایی که او به عنوان یکی از دو بازیگر برگزیده سال برای بازی در فیلم « دختر ایرونی » از جشن سالیانه ماهنامه دنیای تصویر تندیس حافظ دریافت کرد.

- بازی کم نقص و تحسین برانگیز او در فیلم « زن زیادی » در جشنواره بیست و سوم فیلم فجر همچنان نشان از سیر صعودی او در زمینه بازیگری دارد.

- حیایی همچنان خوش می درخشد: شام عروسی، مهمان، اخراجی ها و بخصوص بازی منحصر بفردش در اپیزود دوم « ستاره ها » با عنوان « ستاره است » بی شک او را به عنوان ستاره برتر دهه هشتاد سینمای ایران می کند.

مجموعه آثار:

- دو همسفر (اصغر هاشمی - 1371)

- دو روی سکه (محمد متوسلانی - 1371)

- پرتگاه (بهرام ری پور - 1372)

- حامی (قدرت الله صلح میرزایی - 1373)

- براده های خورشید (محمدحسین حقیقی - 1375)

- هتل کارتن (سیروس الوند - 1375)

- بادام های تلخ ‌(کاظم معصومی - 1376)

- دست های آلوده (سیروس الوند - 1378)

- سیب سرخ حوا (سعید اسدی - 1378)

- علف های هرز (قدرت الله صلح میرزایی - 1378)

- مونس (حمید رخشانی - 1378)

- تکیه بر باد (داریوش فرهنگ - 79/1378)

- مانی و ندا (پرویز صبری - 1380)

- مزاحم (سیروس الوند - 1380)

- اثیری (محمدعلی سجادی - 1380)

- رز زرد (داریوش فرهنگ - 1381)

- عروس خوش قدم (حبیب الله بهمنی - 1381)

- تب (رضا کریمی - 1381)

- دختر ایرونی (محمدحسین لطیفی - 1381)

- مهمان مامان (داریوش مهرجویی - 1382)

- کما (آرش معیریان - 1382)

- زن زیادی (تهمینه میلانی - 1383)

- شارلاتان (آرش معیریان - 1383)

- سرود تولد (علی قوی تن - 1383)

- نقاب (کاظم راست گفتار - 1383)

- آکواریوم (ایرج قادری - 1383)

- عروس فراری (بهرام کاظمی، 1383)

- ستاره ها (هر سه جلد - فریدون جیرانی، 1384)

- شام عروسی (ابراهیم وحیدزاده، 1384)

- چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم پور، 1384)

- تله (سعید اسدی، 1385)

- مهمان (سعید اسدی، 1385)

- اخراجی ها (مسعود ده نمکی، 1385)

- شب (رسول صدرعاملی، 1386)

مجموعه های تلویزیونی:

- آپارتمان (مجموعه، اصغر هاشمی - 1372)

- روزگار جوانی (مجموعه، شاپور قریب - 1377)

- همسایه ها (مجموعه، محمدحسین لطیفی - 1379)


جشنواره ها و جوایز:

- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (زن زیادی) - بیست و سومین دوره جشنواره فیلم فجر - 1383

- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (براده‌ های خورشید) - پانزدهمین دوره جشنواره فیلم فجر - 1375

- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (عروس خوشقدم) - هفتمین دوره جشن خانه سینما - 1382

- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (شب) - بیست و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر - 1386

[ سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 ] [ 13:15 ] [ مهدی و مصطفی ]
 

سوسن تسلیمی/داریوش فرهنگ

2-سی و پنج سال پیش، داریوش فرهنگ آدم خیلی معروفی بود و سوسن تسلیمی را کسی نمی‌شناخت، اما پس از ازدواج و در سال‌های دهه شصت، ماجرا برعکس شد و تسلیمی شهرتی فراوان پیدا کرد. در این سال‌ها اگرچه داریوش فرهنگ فیلمساز بود و بعضی کارهایش خیلی مطرح شد، اما حضور ثابت تسلیمی در فیلم‌های بهرام بیضایی، این بازیگر هنرمند را به اوج رساند. این دو که از طریق گروه تئاتر پیاده با همدیگر آشنا شده بودند، پس از مدت‌ها زندگی مشترک سرانجام فرصت پیدا کردند تا در فیلم «شاید وقتی دیگر» ساخته بهرام بیضایی، نقش زن و شوهر را بازی کنند. تسلیمی، پس از این فیلم، به همراه فرزندش عازم سوئد شد و امروز یکی از چهره‌های سرشناس تئاتر سوئد است. اما داریوش فرهنگ مانده و فیلم‌سازی و بازیگری را تا امروز ادامه داده است.

 

خسرو شکیبایی/تانیا جوهری

3-شاید خیلی‌ها ندانند که شکیبایی در دهه 40 کار خودش را با دوبلوری شروع کرد و پس از ناکامی در این رشته به تئاتر رفت و سال‌ها گذشت تا دوباره با فیلم «خط قرمز» مسعود کیمیایی به سینما بازگشت. تانیا جوهری هم در همان سال‌های دهه 50 بازیگر تئاتر بود. این رابطه که منجر به ازدواج شد، چندان خبرساز نبود؛ چون هیچ یک از این دو، آدم‌های معروفی نبودند و در سال‌های بعد در حرفه‌شان سرشناس شدند. شکیبایی کماکان یکی از بازیگران محبوب و سرشناس سینمای ایران است اما تانیا جوهری در سال‌های اخیر بسیار کم‌کار شده است. جالب است که مشهورترین فیلم شکیبایی یعنی«هامون»، داستان مرد روشنفکری است که تمایلی برای جدایی از همسرش ندارد اما زن و خانواده‌اش اصرار دارند که این جدایی هر چه زودتر اتفاق بیفتد.

آیدین آغداشلو/شهره آغداشلو

4-آیدین آغداشلو که نقاش، طراح، گرافیست و نویسنده‌ای تواناست، سال‌ها قبل، پس از یک ازدواج ناموفق و در حالی که دختری به نام تارا داشت، با شهره آغداشلو ازدواج کرد. شهره در فیلم‌های علی حاتمی (سوته‌دلان) و عباس کیارستمی (گزارش) بازی کرده بود و با تحسین مواجه شده بود و کم‌کم داشت به بازیگری توانا تبدیل می‌شد. شهره آغداشلو که با بازی در فیلم «خانه‌ای از شن و مه» و نامزدی اسکار، امروزه یک بازیگر معتبر در عرصه جهانی است، از آیدین جدا شد و مجددا ازدواج کرد و خدا دختری به او داده که ظاهرا آن هم اسمش تارا است. شهره آغداشلو در تمام گفت وگوهایش همواره از آیدین آغداشلو به عنوان کسی یاد کرده است که دوران سعادتمندی را با هم سپری کردند؛ بر خلاف عادت بسیار زشتی که خیلی‌ها دارند و پس از جدایی، با لحنی زننده درباره همسر سابقشان صحبت می‌کنند. ظاهرا نه ازدواج و نه جدایی این دو، در مسیر پیشرفت حرفه‌ای‌شان هیچ تاثیری نگذاشته و هر دو همچنان از چهره‌های فعال در حیطه کاری خود هستند.

ابوالفضل پورعرب/ آناهیتا نعمتی

5-زمانی که ابوالفضل پورعرب با آناهیتا نعمتی ازدواج کرد، بازیگر بسیار معروفی بود. او محبوبیتش را که با بازی در فیلم «عروس»، ساخته‌ی بهروز افخمی، به دست آورده بود؛ تا سال‌ها حفظ‌کرد.

از آن طرف، آناهیتا نعمتی تازه با فیلم خوش‌ساخت «هیوا»، ساخته‌ی رسول ملاقلی‌پور، وارد سینما شده بود و به عنوان یک چهره جوان و بااستعداد، اول راه بود. از این ماجرا حدود 8 سال می‌گذرد. ابوالفضل پورعرب از آن زمان، سیر نزولی را در کارش تجربه کرد و آناهیتا نعمتی هم در حاشیه‌ی سینمای ایران به کار خود ادامه داد.

حالا این روزها پس از سال‌ها جدایی این زوج هنرمند، هم آناهیتا نعمتی دوباره به سینمای جدی بازگشته و هم ابوالفضل پورعرب در تلویزیون پرکارتر شده است.

بابک ریاحی پور/مهتاب کرامتی

6-بابک ریاحی پور یکی از معروف‌ترین نوازنده‌های ایرانی با ساز تخصصی گیتار باس است و در زمینه موسیقی راک فعالیت می‌کند. او در آلمان موسیقی را آموخته، آن را در ایران ادامه داده و با خواننده‌هایی مثل محمد نوری و گروه‌هایی مثل اوهام و آویژه که نوعی موسیقی تلفیقی را دنبال می‌کرد‌ه‌اند، همکاری داشته است.

مهتاب کرامتی از سال 1377 با بازی در فیلم «مردی از جنس بلور» پایش به سینمای ایران باز شد.

جالب این که ریاحی پور زودتر از کرامتی به سینما آمده بود. او در سال 1374 برای موسیقی فیلم «فاتح» نوازندگی کرده بود؛ کاری که بعدها ریاحی پور کمتر سراغ آن رفت. ولی مهتاب کرامتی با جدیت، حضور در سینما و تلویزیون را ادامه داد و رشد کرد و خیلی زود به ستاره سینمای ایران تبدیل شد. حالا مهتاب کرامتی تنها زندگی می‌کند و علاوه بر بازیگری و فعالیت در یونیسف، در یک موسسه طراحی و تولید لباس هم حسابی مشغول ست.

نیما بانکی/ لیلی رشیدی

7-خانم رشیدی سوای این که دختر احترام‌السادات برومند و داود رشیدی است و از بچگی در محافل هنری بزرگ شده، بازیگر خوبی هم هست. بیشتر ما او را با «مادرخانمی زی‌زی‌گولو» می‌شناسیم. اما بعضی‌ها شاید بولتن جشنواره فیلم کودک را به یاد بیاورند که عکس‌های کودکی او را در کنار لیلا حاتمی به چاپ رسانده بود. این دو لیلی و لیلای محبوب، از کودکی همبازی بوده‌اند؛ هرچند بعدها، لیلی یک چهره تلویزیونی شد اما لیلا یک ستاره سینما.

لیلی رشیدی همسر پیشین نیما بانکی است که به اندازه رشیدی مشهور نیست اما در عکاسی استعداد داشت و رفته‌رفته در کارش به موفقیت دست پیدا کرد تا این‌که امروزه به چهره‌ای مطرح در عالم تبلیغات تبدیل شده است. نیما بانکی را اگر از «پراید تهران یازده» به یاد نداشته باشید، در آگهی‌های سامسونگ با لباس برزیل، یا با کت و شلوار در حالی که پایش را از قاب ال‌سی‌دی بیرون گذاشته، دیده‌اید. حاصل زندگی مشترک این دو، پسری است که با مادرش پیش خانواده رشیدی زندگی می‌کند.

 

یوسف مرادیان / سارا خویینی‌ها

8- همین اواخر بود که از سارا خویینی‌ها فیلم پر حرف و حدیث «نقاب» اکران شد که داستانش درباره سوء استفاده‌های متقلبانه از موضوع ازدواج بود. چندی پیش از تلویزیون هم سریالی پخش می‌شد که داستانش درباره سیاوش و رستم شاهنامه بود و نقش سیاوش را مرادیان بازی می‌کرد.

خویینی‌ها در «معصومیت از دست رفته» هم بازی خوبی داشت اما نقشی که مرادیان در «سربازهای جمعه» بازی کرد، به هر دلیل، آن قدر کوتاه شد که اصلا به چشم نیامد. این دو بازیگر که زمانی با یکدیگر زیر یک سقف زندگی می‌کردند، سرانجام از هم جدا شدند و امروزه به فعالیت قبلی‌شان که همان بازیگری در سینما و تلویزیون است ادامه می‌دهند؛ از جمله خویینی‌ها که چهره‌اش را در نقش اصلی «بی‌صدا فریاد کن» حتما دیده‌اید.

 

فریبرز عرب نیا/آتنه فقیه نصیری/ عسل بدیعی

9-این 3 بازیگر، معروف‌تر از آن هستند که بخواهیم معرفی‌شان کنیم. فریبرز عرب‌نیا به ترتیب با آتنه فقیه‌نصیری و عسل بدیعی ازدواج کرد و از آن‌ها جدا شد.

عرب‌نیا که اغلب، او را با بازی‌های چشمگیرش در فیلم‌های مسعود کیمیایی، مانند«سلطان» و «ضیافت»، به خاطر می‌آورند، در فیلمی با موضوع طلاق نیز ایفای نقش کرده است. او در این فیلم (هزاران زن مثل من)، از همسرش (نیکی کریمی) جدا شده و مانع احقاق حق او برای تصاحب بچه می‌شود. آتنه فقیه‌نصیری نیز که در فیلم‌ها و سریال‌های متعددی ایفای نقش کرده است، با بازی خوبش در نقش «خاله سارا» در یک سریال تلویزیونی، نگاه‌ها را به خود متوجه کرد. درخشش عسل بدیعی نیز از بازی در فیلم «بودن یا نبودن»، ساخته‌ی کیانوش عیاری، شروع شد

[ چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 ] [ 12:57 ] [ مهدی و مصطفی ]

سفر بخیر مسافر

 

آسمانی شد...

 

 

و رفت آن طرف حوصله ی نورها دراز کشید

 

متولد 1323
مرگ 28 تیر 1387

با بازی در نقش کوتاهی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی، 1361) به سینما آمد. و تا سال 1368 در نقشهایی ظاهر شد. از جمله در فیلمهای دزد و نویسنده، ترن و رابطه خوب ظاهر شد. اما از بازی در فیلم هامون (داریوش مهرجویی، 1368) بود که نام خسرو شکیبایی سر زبانها افتاد. او برای بازی بسیار زیبایش در همین فیلم از هشتمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت.
خسرو شکیبایی از سال 1368 به بعد، دیگر نتوانست از جلد حمید هامون بیرون بیاید و حمید هامون را در انواع و اقسام لباسها و تیپهای مختلف تکرار کرد. اما توانایی هایش انکارناپذیرش را در چند فیلم به معرض نمایش گذاشت: بازی تاثیرگذار او در دو فضای کاملا متفاوت در فیلم کیمیا (احمدرضا درویش، 1373) و بازی متفاوت او در فیلم کاغذ بی خط (ناصر تقوایی، 1380).
خسرو شکیبایی در تلویزیون هم موفق بود. از همان زمان که در نقش مدرس بازی کرد و آن مونولوگ طولانی معروفش را اجرا کرد تا بازی در مجموعه تلویزیونی روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، تفنگ سر پر و این اواخر هم که مجموعه تلویزیونی در کنار هم را روی آنتن دارد.
او آخرین جایزه اش را از ششمین جشن ماهنامه دنیای تصویر برای بازی در فیلم کاغذ بی خط دریافت کرد.
پس از گذشت نزدیک به 22 سال از اولین حضورش در سینمای مسعود کیمیایی، بار دیگر و اینبار در کنار استاد عزت الله انتظامی در فیلمی از مسعود کیمیایی ایفای نقش کرد: « حکم » (1383) و چقدر عالی بازی کرد. او در سال 1384 و 1385 چهار بازی قدرتمند دیگر نیز به کارنامه سینمایی اش افزود: چه کسی امیر را کشت؟، اتوبوس شب، رئیس و دست های خالی

......................................................

مجموعه آثار:

- خط قرمز (مسعود کیمیایی - 1361)
- دادشاه (حبیب کاووش - 1362)
- صاعقه (سیدضیاءالدین دری، 1364)
- رابطه (پوران درخشنده - 1365)
- دزد و نویسنده (کاظم معصومی - 1365)
- ترن (امیر قویدل - 1366)
- شکار (مجید جوانمرد - 1366)
- هامون (داریوش مهرجویی - 1368)
- عبور از غبار (پوران درخشنده - 1368)
- ابلیس (احمدرضا درویش - 1368)
- جستجو در جزیره (مهدی صباغزاده - 1369)
- سارا (داریوش مهرجویی - 1371)
- پرواز را بخاطر بسپار (حمید رخشانی - 1371)
- یکبار برای همیشه (سیروس الوند - 1371)
- بلوف (ساموئل خاچیکیان - 1372)
- کیمیا (احمدرضا درویش - 1373)
- پری (داریوش مهرجویی - 1373)
- درد مشترک (یاسمین ملک نصر - 1373)
- لژیون (سیدضیاءالدین دری - 1373)
- سایه به سایه (علی ژکان - 1374)
- خواهران غریب (کیومرث پوراحمد - 1374)
- سرزمین خورشید (احمدرضا درویش - 1374)
- عاشقانه (علیرضا داودنژاد - 1374)
- روانی (داریوش فرهنگ - 1376)
- زندگی (اصغر هاشمی - 1376)
- دختردایی گمشده (داریوش مهرجویی - 1377)
- میکس (داریوش مهرجویی - 1378)
- دختری بنام تندر (حمیدرضا آشتیانی پور - 1379)
- کاغذ بی خط (ناصر تقوایی - 80/1379)
- مزاحم (سیروس الوند - 1380)
- اثیری (محمدعلی سجادی - 1380)
- صبحانه برای دو نفر (مهدی صباغزاده، 1382)
- ازدواج صورتی (منوچهر مصیری، 1383)
- سالاد فصل (فریدون جیرانی، 1383)
- حکم (مسعود کیمیایی، 1383)
- پیشنهاد پنجاه میلیونی (مهدی صباغزاده، 1383)
- ستاره ها: ستاره بود (فریدون جیرانی، 1384)
- عروسک فرنگی (فرهاد صبا، 1384)
- چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم پور، 1384)
- اتوبوس شب (کیومرث پوراحمد، 1385)
- دست های خالی (ابوالقاسم طالبی، 1385)
- رئیس (مسعود کیمیایی، 1385)
- نسکافه داغ داغ (علی قوی تن، 1386)
- شب (رسول صدرعاملی، 1386)
- سومین روز پس از مرگ (تله فیلم - پرویز شیخ طادی، 1386)

مجموعه های تلویزیونی:
- مدرس
- روزی روزگاری (امرالله احمدجو، 1368)
- خانه سبز (مجموعه - بیژن بیرنگ، مسعود رسام - 1375)
- کاکتوس (مجموعه سری اول - محمدرضا هنرمند - 1377)
- تفنگ سرپر‌ (مجموعه - امرالله احمدجو - 79/1378)
- در کنار هم (مجموعه تلویزیونی - فتحعلی اویسی - 1381)

......................................................

جشنواره ها و جوایز:

- برنده تندیس یکی از پنج بازیگر برتر سینمای پس از انقلاب همراه با عزت الله انتظامی، پرویز پرستویی، رضا کیانیان و فاطمه معتمدآریا از دومین جشن انجمن نویسندگان و منتقدان سینمایی - 1387
- برنده تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول مرد از یازدهمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « اتوبوس شب » - 1386
- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از هشتمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « هامون » - 1368
- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « کیمیا » - 1373
- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و سومین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « سالاد فصل » - 1383
- برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « اتوبوس شب » - 1385
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از یازدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « یکبار برای همیشه » - 1371
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از دهمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « چه کسی امیر را کشت؟ » - 1385
- دومین بازیگر نقش اول مرد سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « کاغذ بی خط » - 1381
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از پانزدهیمن جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « سایه به سایه » - 1375
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از بیستمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « کاغذ بی خط » - 1380

......................................................

[ چهارشنبه یازدهم دی 1387 ] [ 19:45 ] [ مهدی و مصطفی ]
 

مهران مديري در سال 1340 در ميدان بروجردي در سرآسياب دولاب منطقه‌اي در جنوب تهران به دنيا آمد، او سه برادر دارد و ثمره ازدواجش دو فرزند به نام‌هاي فرهاد و شهرزاد است، فعاليت‌هاي هنري خود را از نوجواني آغاز كرد و تا قبل از ورود به دانشگاه در رشته تئاتر، در چندين اثر نمايشي بازي كرد، اما تحصيلات آكادميك او در رشته تئاتر به دليل حضور در جبهه‌هاي جنگ ناتمام ماند. اما عشقش به هنر، او را بار ديگر به تئاتر و سپس به راديو كشاند، به طور حتم از فعاليت‌هاي مديري در سال‌هاي اخير اطلاعات كاملي داريد، همچنين از آلبومي كه در سال 79 منتشر و كنسرتي هم در بهمن‌ماه 83 در تهران برگزار كرد، براي شما از زندگي اين هنرمند مطرح ايران، مطالبي را جمع‌آوري كرده‌ايم كه خواندنش هيجان زيادي در شما به وجود مي‌آورد...

علاقه به زيست‌شناسي

«دوست داشتم زيست‌شناس شوم، هنوز هم دوست دارم، در كودكي كتاب‌هاي برادر بزرگم كه زيست‌شناسي خوانده بود را مطالعه مي‌كردم، شايد بهترين آرزويم اين بود كه كارهاي تحقيقي درباره زندگي حيوانات داشته باشم. هنوز هم علاقه‌مندم، بيشتر فيلم‌هاي مورد علاقه‌ام، همين فيلم‌هاي مستند است.»

مهران مديري سال 65 به دانشگاه رفت، اما حضور در جبهه‌هاي جنگ باعث شد كه درس را نيمه‌تمام رها كند، مي‌گويد: «در خيلي از جبهه‌ها بودم، مرصاد، حلبچه و...»

تقديم به محمد نوري

«آلبوم موسيقي‌ام را به «محمد نوري» تقديم كردم، چون عاشق صداي او بودم، شعرها و آهنگ‌هايم خيلي نزديك به صداي نوري بود.» مهران مديري يك كنسرت هم در سال 79 در دبي اجرا كرد.

برادر موسيقيدان

برادربزرگم، همان كه زيست‌شناسي خواند، پيانيست بود، هميشه موسيقي كلاسيك در خانه، شنيده مي‌شد، صداي قطعات موسيقي باخ، صداي روياي دوران كودكي‌ام است. تاثير باخ تا به امروز هم پايان‌ناپذير و بي‌نهايت است.

كودكي من

كودكي من برايم از پنج سالگي قابل يادآوري است، پيش از آن را به ياد ندارم، آن چيزهايي كه در ذهنم به صورت يك لكه مانده، يك خانه دو طبقه كوچك و معمولي، طبقه پايين زندگي مي‌كرديم و طبقه بالا اتاق پذيرايي بود، مهم‌ترين وسيله در آن اتاق، يك پيانو بود، تعداد زيادي موسيقي كلاسيك و مقدار زيادي كتاب، كودكي من شبيه ديگر بچه‌ها نبود، دوست داشتم توي اتاق بنشينم و كتاب‌هاي برادرم را ورق بزنم و اسم‌هايشان را حفظ كنم، يك روز يكي از دوستان برادرم به من گفت: اسم اين كتاب چيه؟ گفتم: فلسفه هگل، تعجب كرد، من هم شروع كردم به صورت طوطي‌وار چيزهايي كه در ذهنم اندوخته بودم را براي او تعريف كردم. اما درباره برادرم... صداي همسايه‌ها در آمده بود، صبح تا شب از خانه ما صداي پيانو درمي‌آمد، به خصوص اينكه او هميشه يا شوپن يا باخ يا راخمانينف مي‌زد... براي همين وقتي من تو كوچه با بچه‌ها تيله‌بازي و لاستيك‌بازي مي‌كردم، مثل بقيه بودم، اما وقتي به مهمانخانه يا همان پذيرايي مي‌رفتم، وارد دنياي دوست‌داشتني خودم مي‌شدم، احساس تنهايي مي‌كردم، چون دوستانم اين چيزها را متوجه نمي‌شدند. مديري مي‌گويد: «من هنوز كارنامه‌ها يا پرونده‌هاي دوران مدرسه‌ام را دارم، توي تمام آنها نوشته شده: فعال است، باهوش و مدير است.»

اهل شوخي نيستم

در جمع آدم جدي است، مي‌گويد: تا دوره نوجواني فكر مي‌كردم، شاد بودن، آواز خواندن و هر كاري كه انسان را سرخوش نشان دهد، كاري است به شدت جلف، به نظرم هيچ چيز بهتر از متانت نبود، حالا هم تفكرم عوض نشده، تنها شكلش عوض شده، حالا به اين نتيجه رسيدم كه شادي اساس يك چيز دروني است، مي‌توان متين بود و در عين حال از درون هم شاد بود و احساس خوشبختي كرد.

از رياضي متنفرم

من در دبيرستان دلگشا، درس خواندم، در دوران تحصيل شاگرد خيلي خوبي بودم، برادر بزرگترم در ايران است و سال‌ها در ادبيات و موسيقي فعاليت مي‌كند، دو برادر ديگرم در سوئد زندگي مي‌كنند. هميشه نمرات ادبيات و زيست‌شناسي‌ام عالي بود، يادم مي‌آيد كه گاهي اوقات معلم ادبيات كلاس را در اختيار من مي‌گذاشت و مي‌رفت. در رياضيات ضعيف بودم، من هنوز كه هنوز است علت رياضيات در جهان را نمي‌دانم، يعني به نظرم بيهوده‌ترين و پوچ‌ترين درس است و هيچ وقت نمره خوبي از آن درس نگرفتم. من درس رياضي را به جز جمع و تفريق درك نمي‌كردم.

گرفتاري‌هاي شهرت

گرفتاري‌هاي شهرت باعث آزار او مي‌شود، «تو ديگر زندگي شخصي نداري، آزاد و راحت نيستي و محدود مي‌شوي و همراهانت را هم محدود مي‌كني، شهرت مثل سرطان است، وقتي هر روز در تلويزيون نشان داده مي‌شوي، طبيعي است كه مشهور مي‌شوي. اما آن چيزي كه تو را از ديگران متفاوت مي‌كند، آگاهي و تفكر پشت قضيه است و كسي كه متفكرانه نگاه مي‌كند، ديگر شهرت برايش مهم نيست.»

مدير بودم

بچه كه بودم مثل نام خانوادگي‌ام، هميشه مدير بودم، يعني هميشه من بودم كه مي‌گفتم چي بازي كنيم و يا چه جوري بازي كنيم، رييس پليس‌ها يا رييس دزدها، من بودم، اغلب مواقع هم گناه‌ها را خودم به گردن مي‌گرفتم، خيلي از موارد وقتي يكي «لو» مي‌رفت، من همه چيز را قبول مي‌كردم و مي‌گفتم گناهكار من هستم. اين حس هنوز هم در من مانده و هيچ وقت عادت ندارم كه راز كسي را فاش كنم.

آنچه كه خوانديد گوشه‌اي از زندگي مهران مديري بود، گفتني است؛ مهران مديري يك سايت خواندني هم دارد كه شما مي‌توانيد به نشاني WWW. modiri. ir مراجعه كنيد.

[ شنبه شانزدهم آذر 1387 ] [ 23:35 ] [ مهدی و مصطفی ]

خدایا آیا یوسف آنقدر زشت بوده است؟

خدایا چرا پوتیفار آنقدر جذاب تر است؟

خدایا چرا صدای یوسف تو دماغی است؟

خدایا آیا زنان برای این یوسف دست هایشان را بریده اند؟

خدایا چرا گریمور این سریال آنقدر ناشیست؟

خدایا چرا یوزارسیف هاله ی نورانی ندارد؟

خدایا چرا لباسهای زنان مصری اینچنین کلفت و انبوه است؟

خدایا چرا وقتی زنان هیز مصری دستان خود را می بریدند صدای قرچ قروچ چرخ های گاری از آنان استخراج می شد؟

خدایا چرا آمنهتب ته لهجه ی اصفهانی دارد؟

خدایا چرا چنین بلایی سر موهای رحیم نوروزی آورده اند؟

خدایا پروانه معصومی دیگر چه از جان این سریال می خواهد؟

خدایا از برای چه لباس یوزارسیف در آن زندان کثیف و یا حتی در هنگام خرد کردن سنگ همچنان سفید باقی ماند؟

خدایا آیا در آن زمان وایتکس وجود داشته؟

خدایا چرا هیچ مویی بر دست و پای مردان این فیلم نروییده؟!

خدایا آیا مصریان باستان گر بوده اند؟

خدایا آیا در همه ی زندان های آن زمان به جای موش همستر وجود داشت؟

خدایا پس این یعقوب کی کور میشود؟

خدایا چرا بنیامین از یوزارسیف خوشگلتره؟

خدایا دمت گرم این پوتی فار چقدر روشن فکر می باشد!!!

خدایا آیا در ان زمان اتو و چسب مو وجود داشته؟

خدایا آیا زلیخا و کاریماما نسبتی با قالی کرمان دارند؟

خدایا منم از اون دستمال قرمزا که برای یوزارسیف کادو می آوردند می خواهم

خدایا آخه اردلان شجاع کاوه را چه به نقش فرشته!!! آنهم با آن صدای تو دماغی اش!!! آدم گرخیدنش می گیرد !

خدایا سپاس بی کران که من و دوستانم را با پخش این سریال اینچنین خشنود می کنی
خدایا این سریال را از ما نگیر

[ جمعه پانزدهم آذر 1387 ] [ 11:46 ] [ مهدی و مصطفی ]

تصویر زیر عکس بازیگر نقش یوزارسیف بدون گریم است!!!!!

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

 و تصویر زیر هم عکس بازیگر نقش یوزارسیف با گریم است!!!!!

 

 

لطفا نظرات خود را با ما در میان بگذارید

[ جمعه پانزدهم آذر 1387 ] [ 11:38 ] [ مهدی و مصطفی ]
ديپيكا و سميرا دو بانوي باليوودي چه شباهتي با هم دارند؟

dfdfg.jpg


ديپيكا و سميرا چه شباهتي با هم دارند؟ اخير اين دو بانوي باليوودي در دو نقطه مختلف از باليوود ديده شده اند و شباهت باور نكردني شان توجه خبرنگاران و دوربين هاي خبري را جلب كرده است.
به گزارش ديپيكا در مراسم اهداي جوايز MTV با اين مدل موي جديدش ديده شده كه ضمنا گريم او در فيلم chandni chowk to china است . سميرا هم مدل مويش را مديون فيلم جديد " تاملي " كه kanchuvaram نام دارد ، است. هيچ فكر مي كرديد، دو نفر اين قدر به هم شبيه باشند ؟
چند وقت پیش هم ماجرای عاشق شدن دیپیکا رو دراین سایت اعلام کرده بودیم این هم متن خبر :
ظاهرا ديپيكا عاشق شده است. او كه هنوز با رانبير كاپور در ارتباط است ،‌ عاشق و دلباخته هرتيك روشن شده است.
هرتيك روشن و ديپيكا در آخرين پروژه " سانجاي ليلا بانسالي " كه هنوز اسمش مشخص نيست با هم همبازي هستند.

دیپیکا پادوکن هنرپیشه جدید بالیوود که با فیلم ام شانتی ام و به سبب همبازی شدن با کینگ بالیوود شاهرخ خان,یک شبه به ستاره
بالیوود تبدیل شد
به گزارش ، بانسالي همه سكانسهاي مربوط به اين دو هنرپيشه را ابتدا فيلمبرداري كرده ، سپس سراغ فيلمبرداري ساير سكانسها رفته است.
ولي از ديپيكا و هرتيك خواست تا زمان اكران فيلم ساكت مانده و داستان فيلم را لو ندهند.

[ سه شنبه دوازدهم آذر 1387 ] [ 19:35 ] [ مهدی و مصطفی ]
jhkiop.jpg

تام كروز و كتي هولمز تصميم گرفتند براي جشن سالگرد ازدواجشان، برنامه خاصي نداشته باشند كه در نوع خود عجيب است. كتي هولمز كه براي فيلمبرداري فيلم " بتمن برمي گردد " در نيو يورك بود بعد از اتمام كارش بلافاصله به لس آنجلس رفت تا براي سالگرد ازدواجش با تام، دختر دوساله اش - سوري - و ايزابلا و كانر ( فرزند خوانده هاي نيكول كيدمن و تام كروز ) باشد.
به گزارش آنها امسال يك مهماني صميمي و خودماني را به يك مهماني پر زرق و برق ترجيح دادند . آنها در سال 2006 در قلعه اي باشكوه در ايتاليا با هم ازدواج كردند و كلي ستاره در اين مراسم حضور داشتند از جمله ويكتوريا بكام، جنيفر لوپز ،‌ويل اسميت و همسرش جادا پينگت اسميت.
تام كروز درباره مراسم سال قبلشان مي گويد :‌« مراسم پارسال خيلي مجلل بود ولي براي ما حادثه اي خودماني و كاملا شخصي رخ داد كه هرگز فراموشش نمي كنيم. تام كروز 46 قبلا دو بار ديگر ازدواج كرده است.
يكبار با ميمي راجرز و بعد هم با نيكول كيدمن . اين اخري ها كتي هولمز 29 ساله است.



[ سه شنبه دوازدهم آذر 1387 ] [ 19:33 ] [ مهدی و مصطفی ]

هدیه تهرانی و کوروش تهامی در نمایی از فیلم شبانه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۶۰ در صد از فیلمبرداری فیلم سینمایی " شبانه روز "    به کارگردانی مشترک

امید بنکدار  و   کیوان علی محمدی به پایان رسید.

این فیلم بعد از فیلم " شبانه "   دومین ساخته این دو کارگردان محسوب می شود.

 

بازیگران:

 

 

           

       نیکی کریمی                       حمیدرضا پگاه               محمد رضا فروتن

 

 

           

   حامد بهدداد              مهناز افشار          مهتاب کرامتی

 

 

      

ستاره اسکندری         شاهرخ فروتنیان          بهنوش بختیاری

 

 

         

نگار جواهریان         خاطره اسدی               لادن طباطبایی           مریم بوبانی

 

 

فیلمبرداری  این پروژه در تهران و کرج انجام می شود و فروزان اطهری ، رویا جاوید نیا

فلامک جنیدی ، ساعد هدایتی و .....  دیگر بازیگران شبانه روز هستند.

پارسا پیروزفر هم از جمله بازیگرانی است که به این پروژه خواهد پیوست.

[ یکشنبه پنجم آبان 1387 ] [ 12:59 ] [ مهدی و مصطفی ]

بازیگران فیلم اخراجی ها ۲

 

 

خلاصه فیلم اخراجی ها ۲: 

خلاصه داستان فيلم سينمايی اخراجی‌ها 2 از سوی مسعود ده‌نمكی كارگردان فيلم اعلام شد.
به گزارش ایکنا، در اين خلاصه داستان آمده است: درگيری شديد در منطقه نبرد ادامه دارد، دشمن بيمارستان صحرايی را محاصره می‌كند و همه اخراجی‌ها به همراه ساير همرزمانشان اسير می‌شوند. دشمن با اسيرگيری گسترده قصد يك مانور تبليغاتی دارد. همه اسرا به يك اردوگاه اسرای ثبت‌نام نشده منتقل می‌شوند.
خانواده اخراجی‌ها برای زيارت عازم مشهد هستند و به طور ناخواسته درگير يك حادثه تروريستی می‌شوند. دشمن با فراخواندن خبرنگاران خارجی و داخلی به اردوگاه و تطميع و تهديد برخی از اسرا و ايجاد چندپارچگی بين آنها، نقشه شومی در سر دارد.
تروريست‌ها با دشمن هم‌دست شده‌اند، اما اسرا زير بار فشارهای دشمن نمی‌روند و دشمن در بين اسرا به دنبال چهره‌های شاخص فرمانده و روحانی می‌گردد. حضور خانواده اخراجی‌ها بين مردم بيگناه و پخش اخبار مرتبط با آنها اسرا را همدل می‌كند و نقشه دشمن برای ايجاد تفرقه و حكومت بر اردوگاه نقش بر آب می‌شود.در اين فيلم دفاع مقدسی كه فيلم برداری آن عيد فطر آغاز شده است اكبر عبدی، امين حيايی، محمد‌رضا شريفی‌نيا، ارژنگ امير‌فضلی، سيد جواد هاشمی، مهران رجبی، جواد رضويان، شيلا خداداد، نگار فروزنده، نيوشا ضيغمی، مهراوه شريفی‌نيا، شهره‌ لرستانی، مينا جعفر‌زاده، ليلا بلوكات، نرگس محمودی و ... هنرنمايی می‌كنند.
همچنين كامبيز ديرباز و علی‌ اوسيوند به صورت افتخاری در اين اثر هنرنمايی می‌كنند.

 

[ یکشنبه پنجم آبان 1387 ] [ 12:56 ] [ مهدی و مصطفی ]

سلام دوستان عزیزم :

چند روز پیش که نو کلاس نشسته بودیم بچه ها در حال ارسال فیلم پارتی بودند که امین حیایی و محمد رضا گلزار هم در آن شرکت داشتند . همون شب اخبار ۲۰.۳۰ اعلام کرد که ۲ بازیگر محبوب سینما که مرد هستند ممنوع تصویر شدند .

[ یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 ] [ 20:34 ] [ مهدی و مصطفی ]

زوج هاي هنري


افسر اسدی ----- اصغر همت

 


----
 
 
...........................................................................................................................................
 
شاهرخ فروتنيان(بازیگر)...... افسانه چهره آزاد(بازیگر)
 


 
درفيلم مارمولك درنقش آخوندي بود كه لباساشو داد به پرويزپرستويي (مارمولك)
 
.............................................................................................................
 
بهروز بقايي - پرستو گلستاني


 
...........................................................................................................................................
 
فرشته صدر عرفایی-----------کامبوزیاپرتوی

 


نام: فرشته صدر عرفايي

تاريخ تولد:1341
مدرك تحصيلي: ديپلم.

همسر كامبوزيا پرتوي (نويسنده و كارگردان سينما)


شروع فعاليت از سال 1353 با تئاتر عروسكي در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان.

نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر نقش دوم زن در سيزدهمين جشنواره فيلم فجر براي فيلم بادكنك سفيد.
........................................................................................................................................
 
گوهر خیراندیش و ------- مرحوم جمشید اسماعیل خانی



نام: گوهر خيرانديش

تاريخ تولد: 1333 - شيراز

مدرك تحصيلي: ليسانس بازيگري و كارگرداني تئاتر از دانشكده هنرهاي زيبا.

همسر مرحوم جمشيد اسماعيل خاني


نام: جمشيد اسماعيل خاني

تاريخ تولد: 1329

تاريخ فوت: 1381

همسر گوهر خيرانديش

ز دوران دبيرستان فعاليتهاي تئاتر خود را آغاز كرد. بازيهاي او هميشه زيبا و ديدني است. او براي بازي در فيلمهاي «زير بامهاي شهر» و «روسري آبي» كانديداي بهترين بازيگر نقش دوم مرد از جشنواره هاي هشتم و سيزدهم فيلم فجر شد. او آخرين فيلمي كه از او به نمايش درآمد، فيلم «نوروز» بود كه در بيستمين جشنواره فيلم فجر جزو فيلمهاي بخش مسابقه بود و آخرين حضور او در تلويزيون در مجموعه تلويزيوني «همسايه ها» به نقش بنگاه دار
 
..........................................................................................................................................
 
لادن طباطبایی (بازیگر) ---- سعید تهرانی‌ (بازیگر، تهیه‌کننده)
 
آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت
 
.........................................................................................................................................
 
سحر ولذ بیگی (بازیگر) .............نیما فلاح (بازیگر)
 

 
 
حسن پور شیرازی(بازیگر).............مهناز افضلی(بازیگر)
 

 
حمید سمندریان ........هما روستا (بازیگر)
 

 
 
محمدرضا شریفی نیا(بازیگر).........آزیتا حاجیان(بازیگر)
 

 
 
لیلا حاتمی (بازیگر).....علی مصفا(بازیگر)
 

 
 
مهدی هاشمی(بازیگر)........گلاب آدینه(بازیگر)
 

 
 
نیلوفر خوش خلق (بازیگر).........امین حیایی (بازیگر)
 

 
 
بهرام بیضایی (کارگردان)............مژده شمسایی(بازیگر)
 

 
 
فهمیه رحیم‌نیا (نویسنده).............بهزاد فراهانی (بازیگر)
 

 
 
مجید جعفری...............اکرم محمدی(بازیگر)
 

 
آتنه فقیه نصیری (بازیگر).........رفیع پیتز
 

 
 
بهاره رهنما(بازیگر).......پیمان قاسم خانی(نویسنده)
 

 
 
حسن جوهرچی(بازیگر).....مهناز بیات (بازیگر)
 

 
 
لادن مستوفی(بازیگر)......شهرام اسدی(کارگردان)
 

 
 
نجف دریا بندری.............فهیمه راستکار(بازیگر)
 

[ دوشنبه پانزدهم مهر 1387 ] [ 13:36 ] [ مهدی و مصطفی ]
اگر روزگاري پاي ثابت سفره افطار، راديو بود كه ربنا مي‌خواند و با اذان مؤذن‌زاده روزه‌ها باز مي‌شد، امروز تصور سفره افطار بدون تلويزيون مشكل است.

حالا چند شبكه تلويزيوني با انواع و اقسام برنامه‌هاي رمضاني از ساعت‌ها پيش از افطار تا هنگام سحر با پخش قرآن، سخنراني، برنامه‌هاي آموزشي و...، خوراك فرهنگي علاقه‌مندان را تأمين مي‌كنند.

در اين ميان سريال‌هاي پس از افطار جايگاه خاصي نزد مخاطبان دارد. مشاهده اينگونه سريال‌ها كه چند سالي است آغاز شده و رفته‌رفته بر حجم آن افزوده شده، به‌صورت يك عادت براي بينندگان تلويزيون درآمده است. تجربه اين سريال‌ها با مخاطبان انبوه، گاه موفقيت‌آميز بوده و گاه با خرده‌گيري از آن روبه‌رو شده است. شايد بتوان موفق‌ترين كار رمضاني را «صاحبدلان» دانست كه 2 سال پيش به كارگرداني محمدحسين لطيفي به روي آنتن شبكه يك سيما رفت. امسال نيز تلويزيون در كنار همه برنامه‌هاي رمضاني خود، سريال‌هايي توليد كرده، كه يك سريال در ميان آنها اگرچه پرمخاطب‌ترين سريال است اما با انتقادهايي مواجه شده كه جدي‌ترين آن كارت زرد شوراي نظارت بر صدا و سيما به سريال «بزنگاه» بود.

سريال‌هاي ماه مبارك رمضان كه چندسالي است بدجوري وقت پس از افطار خلق‌الله را اشغال كرده، به‌دليل همين ديده شدن زياد و البته موضوع‌هاي گاه عجيب و غريب خود، به‌طور معمول مورد گوشه‌ و كنايه و گاهي اعتراض و گلايه واقع مي‌شوند.

اين ويژگي آنتن است كه نسبت به 2 شاخصه همواره بايد خود را آماده كند؛ يكي سوژه‌اي كه انتخاب مي‌كند و ديگري حجم بيننده‌اي كه پاي جعبه جادو  مي‌نشاند و سريال‌هاي ماه رمضان معمولاً نسبت به هر 2ويژگي، آلرژي دارند. همين موضوع هم باعث شده كه به‌جاي توصيه‌هاي منتقدان و مطبوعات كه چندين سال است مناسبت‌ها را يادآوري مي‌كنند و از سازندگان برنامه‌هاي مناسبتي مي‌خواهند كه خود را از قبل براي آن آماده كنند تا در دقيقه  90 غافلگير نشوند، پركنندگان چاه‌ ويل آنتن در همان روزهاي آخر دست‌به‌كار شوند تا اگر اما و اگري پيش آمد، قسمت‌هاي بعدي را با افكار عمومي تطبيق دهند.

اگر اين كار خطا باشد، گناه آن را بي‌ترديد بايد به‌گردن مهران مديري انداخت كه روش كار خود در برنامه‌هاي  نود شبي‌اش را بر اين اساس گذاشته تا اگر ساخته‌اش به‌قول معروف نگرفت، بتواند سريع بر موج خواسته‌ها سوار شود و حتي جهت سريال را عوض كند. اما اين واقعيت را بايد پذيرفت كه همه سازندگان برنامه‌هاي شبانه قابليت‌هاي مديري و تيمش را ندارند و همين موضوع باعث شده تا برخي از آنها از آنتن جا بمانند، كار را رج بزنند و آخر سر هم سر‌وته ماجرا را با كلي چسب نچسب هم بياورند.

ناگفته‌ نماند كه اين روش، يك حسن هم دارد و آن هم اين است كه اگر نيشتر منتقدان و مردم بدجوري بر زخم ساخته‌‌شان نشست، بهانه بياورندكه وقت نبوده و اگر زمان بيشتري داشتيم هيچكاك و ديگران را به‌قول رضا‌  ناجي، چون آسپرين بالا مي‌انداختيم. امسال اما انتقادها زودتر از سال‌هاي پيش به‌بار نشست و جالب اينكه حتي برعكس رمضان‌هاي گذشته چراغ اول اين اعتراض را نيروهاي خودي سازمان روشن كردند. اگر تاكنون پزشكان، پرستاران و صنف‌هاي مردمي موج اعتراض را شروع مي‌كردند، امسال اين شوراي نظارت بر صدا و سيما بود كه نسبت به ساخته‌هاي رمضاني ايراد گرفت.

نوك پيكان حمله، اين‌بار به‌سوي استفاده از مواد مخدر نشانه رفت و آن هم به سيبل سريال شبكه3؛ يعني «بزنگاه» ساخته رضا عطاران.

عطاران و سيروس مقدم گل سرسبد كارگردان‌هاي سريال‌هاي شبانه مناسبتي هستند. اگر مقدم ويژگي سرعت و كيفيت دارد، عطاران افزون بر اين دو، روحيه طنازانه‌اي دارد كه به مذاق مسئولان شبكه3 بسيار خوش مي‌نمايد؛ شبكه‌اي كه خود را شبكه جوان و ورزش مي‌خواند كه البته اولويت جوانش را سرتر از ورزش مي‌داند. به‌گونه‌اي كه  مدير اين شبكه آخر هفته گذشته در‌ گفت‌و‌گو با ضميمه يكي از روزنامه‌هاي صبح، سريال‌هاي مناسبتي را تا جايي بالا برد كه آنها را جذاب‌تر از پخش مستقيم فوتبال باشگاه‌هاي اروپا دانست.

اكنون اگرچه شبكه‌هاي تلويزيوني بر سر كاري كه به كارگردان‌هاي دلخواه خود سپرده‌اند، قسم مي‌خورند و حتي آمار بيننده‌هاي تلويزيون از حالا تائيد مي‌كند كه اين سريال‌ها پرطرفدارند، اما سمبه شوراي نظارت آنقدر پرزور هست كه حتي در همين چند قسمت گذشته بتوان ردپاي جرح و تعديل‌ها را بر تن سريالي چون بزنگاه ديد و از حالا به بعد بايد شاهد تغيير و تحولات بيشتري در اين سريال بود كه هنوز قسمت انتهايي خود را جلوي دوربين نبرده است.

تا اينجا عطاران متهم رديف اول است ولي با تمام اين احوال، در اين محكمه چه كسي را بايد مقصر معرفي كرد؟ عطاران كه مي‌خواسته سريال پربيننده بسازد؟ مديران مياني صدا و سيما كه قصد داشته‌اند با برنامه‌هاي جذاب مخاطب را پاي سفره افطار جلوي تلويزيون ميخكوب كنند يا منتقدان و شواري نظارت كه نسبت به وظيفه خود واكنش نشان داده‌اند؟

در ظاهر هيچ كس تقصير ندارد اما اگر كلاه‌ها را قاضي كنيم شايد گناه اصلي بر گردن كساني باشد كه مسئوليت سياستگذاري را برعهده دارند اما هنوز نمي‌دانند راهبرد اصلي اين رسانه با اين همه مخاطب براي چنين ايامي چيست و اگر راهبردي وجود دارد چگونه بايد آن را عملي كرد. به هيچ‌كدام از برنامه‌سازان نقشه راهي تحويل داده نشده تا آنها بدانند در پروسه‌اي ده ساله با  10 رمضان و 10 محرم و 10 نوروز و  10 تابستان، مخاطب را بايد از كجا به كجا برسانند. آيا كاركرد تلويزيون صرفاً سرگرمي است يا فراتر از آن و طبق خواسته مسئولان نظام دانشگاه عمومي تلقي مي‌شود؟ اين‌گونه مي‌شود كه دست‌اندركاران ساخت برنامه تنها با سليقه و ذوق خود پا پيش مي‌گذارند تا هر سال آزمون و خطايي جديد مرتكب شوند و طرفه آنكه، حتي از آزمون و خطاهاي گذشته نيز درس نمي‌گيرند.

ماه مبارك رمضان امسال هم تا 2 هفته ديگر به‌پايان مي‌رسد و استقبال متفاوت مخاطبان رسانه ملي از سريال‌هاي ماه رمضان، معياري مي‌شود براي داوري راجع به موفقيت صدا و سيما در برقراري ارتباط با مخاطبان. به نظر مي‌رسد در چنين شرايطي باز هم مسئولان رسانه‌ ملي جام   افتخار  را  در ميداني بي‌رقيب بالاي سر مي‌برند و چندين و چند برنامه نقد و بررسي با حضور منتقدان به روي آنتن مي‌فرستند. اما به‌هر حال اين روش تا چه زماني ادامه خواهد داشت؟ شايد تا وقتي كه سياستگذاران رسانه ملي، دورانديشانه‌تر براي برنامه‌هاي مناسبتي طرح‌هاي بلندمدت و حساب‌شده داشته باشند و از شتابزدگي در توليد سريال‌هاي پرمخاطب خودداري كنند.

 

 

 

[ دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 ] [ 15:44 ] [ مهدی و مصطفی ]
برای خواندن بیوگرافی ها برروی عکس ها کلیک کنید

                                                     

 

 

                                                                   

 

                                                               

                                                          

                                                               

 

    

                                                                                                                              

 

[ جمعه بیست و دوم شهریور 1387 ] [ 12:53 ] [ مهدی و مصطفی ]
خانم بهاره رهنما در نمائي از سريال مامور بدرقه

بهاره رهنما و سیروس گرجستانی در مامور بدرقه

خانم بهاره رهنما در نمائي از سريال مامور بدرقه

مهرانه مهین ترابی،بهاره رهنما و سیروس گرجستانی در مامور بدرقه

در نمایی از فیلم 10 رقمی

خانم بهاره رهنما در نمائي از فيلم سينمائي ده رقمي

سال 1387 نويدبخش حضوري درخشان براي «بهاره رهنما» و خانواده‌اش محسوب مي‌شود. او ضمن اینكه در آغاز سال جديد موفق شده است در كنار اعضاي خانواده‌اش در قاب كوچك بدرخشد در عرصه سینما نیز حضوری درخشان و چشمگیر دارد.بهاره رهنما پس آنکه با ايفاي نقش «آذرماه خانم» دختر آقاي قزاقمنديان در سریال «مرد هزار چهره» فارغ از نقشهاي كليشه‌اي خود در سالهاي فعاليتش به‌عنوان بازيگر توانست قالب‌شكني كند.او صدالبته برخلاف اغلب نسوان كه از سوسك مي‌ترسند با بچه سوسماري نیزدوست و همبازي شد!

وی امسال حضوردرسینما را با نقشهای جالبی آغاز کرده است.او كه همسر پيمان قاسم‌خاني سرپرست نويسندگان سريال «مرد هزار چهره» و همچنين جاري «شقايق دهقان» ديگر بازيگر اين مجموعه است در آن مجموعه دخترش (پريا قاسم‌خاني) را هم جلوي دوربين آورده بود تا در نقش «نازبانو» كنار مادرش به فعاليت بپردازد. ديگر عضو اين خانواده هنرمند رهنما، «پروين قائم‌مقامي»، همان خانم بامزه ای است كه ايفاي نقش مادر مهران مديري را برعهده داشت و نشان داد علي‌رغم آنكه نابازيگر است اما بازيش از بسياري از بازيگران بهتراست!

بر اساس آنچه وصف شد سريال مرد هزار چهره براي اين خانواده هنرمند آغازگر سالی پرفروغ  در عرصه هنري است.حالا هم که حدود دوماه و نیم از سال جدید می گذرد بهاره رهنما همچنان فيلم پرفروش «دايره زنگي» اثر پريسا بخت‌آور را در حال اكران دارد.وی در حالي در نقش «شعله كچوري» نقش محوری قصه دایره زنگی توانسته خوش بدرخشد که پیشتر قرار بود هديه تهراني ايفاگر اين نقش باشد. از اين بازيگر و نويسنده سينما و تلويزيون در ایام نوروزتله‌فيلم «فيلمساز كوچك» نیزاز شبكه تهران به نمايش درآمده است وحالا هم او فیلم کمدی «10رقمی»را در نوبت اکران دارد و همبازی جواد رضویان است.تصویر فیلم کاملا گویا است و در مورد نقش جالب او در این فیلم تصور نمی کنم نیاز به توضیح بیشتری باشد.

[ دوشنبه هجدهم شهریور 1387 ] [ 13:29 ] [ مهدی و مصطفی ]

با دیدن این عکس باور نمی‌کنید که رضا عطاران را می‌بینید. این عکس رضا عطاران و خاطره حاتمی را با گریم خاصی در فیلم «قرنطینه» نشان می‌دهد.

رضا عطاران

 

 

رضا عطاران

[ شنبه دوم شهریور 1387 ] [ 14:15 ] [ مهدی و مصطفی ]

گلشیفته فراهانی در فیلم دروغهای تنهایی

Body Of Lies

چندیست که فیلم سینمایی (Body of Lies دروغ های تنهایی) بر اساس کتابی با همین نام به کارگردانی Ridley Scott (کارگردان فیلم گلادیاتور)ساخته شده. این فیلم هالیوودی که به گفته کارگردانش برای اسکار اکران خواهد شد ، داستان یک روزنامه نگار (با بازی لئوناردو دی کاپریو) را بیان می کند که در طی جنگ عراق ، از سوی سازمان سیا CIA برای از بین بردن یک رهبر القاعده استخدام می شود .
این فیلم در سبک دراماتیک / هیجانی ساخته شده است و در تاریخ 10 اکتبر 2008 (معادل 19 مهر 87) در سینماهای امریکا اکران خواهد شد .

لیست بازیگران این فیلم سینمایی :
لئوناردو دی کاپریو    Leonardo Dicaprio
راشل کراو      Russell Crowe
مارک استرانگ      Mark Strong
مایکل گتسون     Michael Gatson
و
گلشیفته فراهانی  Golshifteh Farahani

 

[ شنبه دوم شهریور 1387 ] [ 14:3 ] [ مهدی و مصطفی ]
                          

 

«خسرو شكيبايي» بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون ساعت 9 صبح امروز جمعه 28 تير در سن 64 سالگي به علت نارسايي قلبي در بيمارستان پارسيان تهران درگذشت.
«خسرو شكيبايي» در سال 1323 در تهران به دنيا آمد و تحصيلاتش را در رشته بازيگري در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران به پايان برد. او تا پيش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر فعاليت داشت و فعاليت حرفه اي در عرصه سينما را با بازي در فيلم «خط قرمز» (1361، كيميايي) آغاز كرد. اما سرآغاز دوره ي تازه فعاليت بازيگري شكيبايي را بايد فيلم «هامون» (1369، مهرجويي) دانست. او به خاطر بازي در اين فيلم سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول را در هشتمين جشنواره فيلم فجر به دست آورد. او همچنين براي بازي در فيلم «كيميا» (1374، درويش) بار ديگر برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول از سيزدهمين جشنواره فيلم فجر شد. شكيبايي بازي در بيش از بيست و سه فيلم سينمايي و نيز مجموعه‌هاي تلويزيوني متعددي چون «خانه سبز»، «سرزمين سبز» و... را در كارنامه خود دارد.
«خسرو شكيبايي» اخيرا در دومين جشن منتقدان سينمايي، جايزه يكي از برترين بازيگران سي سال سينماي پس از انقلاب را روي صحنه از دستان محمدباقر قاليباف، محمد خزاعي و محمدرضا جعفري‌جلوه گرفت و با ابراز تشكر، صحنه را ترك كرد.
 

بر اساس اعلام محمد مهدی عسگر پور مدیر عامل خانه سینما پیکر مرحوم خسرو شکیبایی هنرمند توانمند سینما، تئاتر و تلویزیون کشورمان صبح روز یکشنبه 30 تیرماه از بیمارستان پارسیان به سمت تالار وحدت و از آنجا به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا تشییع خواهد شد. 
مرحوم خسرو شکیبایی صبح امروز بر اثر ایست قلبی به بیمارستان پارسیان تهران منتقل و در ساعت 9 صبح خبر فوت آن مرحوم اعلام شد که طبق اعلام عسگرپور مسوول هماهنگی های برگزاری مراسم تشییع این هنرمند بزرگ پرویز پرستویی است.

[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 ] [ 22:7 ] [ مهدی و مصطفی ]

 

محمد رضا گلزار ستاره ی درخشان سینمای ایران ، هنرمند بی همتای سینما و قطب بازیگری ایران و ...  لقب های بی اساسی که متاسفانه سالهاست حتی وبلاگ ها و وب سایت ها نیز به ناچارآنها را تحمل می کنند .

محمد رضا گلزار به هیچ وجه توانایی بازیگر شدن را ندارد بله درست خواندید به هیچ وجه او فقط وفقط بخاطر چهره ی سینمایی خود وارد این عرصه شده وحد وحدودش فراتر از این نخواهد بود او خودش هم می داند محبوبیت خود را چگونه بدست آورده و مدیون چه چیزی می باشد . چرا دست ازسر کچل سینمای ما برنمی دارد به دنبال چیست؟

 اگر محبوبیت می خواهد که به خوبی بدست آورده است اگر پول وثروت که چه عرض کنم خود بهتر بر آن واقفید. پس دیگر چه می خواهد؟ به نظر می آید تنها راه باقی مانده بی اعتنایی به اوست بله این تنها راهی است که می توان او را به فراموشی سپرد.

بله نقدها وصحبت های فوق نیز متاسفانه  حرف های بی اساسی است که سالهاست دست از سرمحمد رضا گلزار وهوادارانش بر نمی دارد. او حتما به دنبال هدفی فراترازمحبوبیت و ثروت گام بر می دارد .

هرچند که ما مخاطبین ناچار به پذیرش بسیاری از نقدها و بحث های فوق  هستیم زیرااین موضوع واقعیتی نزدیک به حقیقت آن هم حقیقتی  تلخ است. ولی راه بر محمد رضا گلزار که گیشه های سینمایی ما مدیون او هستند ادامه دارد تا زمانی که شخصیتی تکرار نشده ازاو ببینیم . واز همه مهمتر بازیگری .

 فراموش نکنیم که همه می توانند بازی کنند این بازیگریست که مهمه و مطمئنا این چهره نیست که بازیگری رو می سازه بلکه بازیگریه که شخصیت ها رو به چهره تبدیل می کنه .

محمد رضا گلزار نا بازیگری است که در دوران هنری خود از بسیاری از نابازیگران زمان خود پیشی گرفت ولی هیچگاه خود را با شخصیتی متفاوت تجربه نکرد تا شانس خود را برای بازیگر شدن امتحان کند شاید بخاطر همین باشد که کسی عاشق و طرفدار بازی های او نیست و نخواهد بود .

شاید موقع آن رسیده باشد که بگوییم پیمانه سینمایی محمد رضا گلزار لبریز شده است و انتظارات مخاطبین خود را در همین حدوحدود محدود کرده است . ولی ما همچنان منتظریم تابا نقشی متفاوت ظاهر شدو ثابت کند که همگان در اشتباه بودند و بازیگری خود را به رخ دیگران بکشد .

البته بسیاری از نابازیگرانی که بخاطر چهره وارد سینمای ایران شده اند کم کم راه خود را پیدا کردند و به سمت بازیگر شدن گام بر داشتند ولی محمد رضا گلزار ...

شاید تعریف وتمجید افراطی وتعصبی هوادارانش اعتماد بنفسی کاذب دراوایجاد کرده و به راحتی راه  را بر خود مسدود کرده است افسوس ...  اگر هدف ورود به عرصه های جدید بازیگری و دنیای شخصیت ها وماندگاری باشد مطمئن باشید این وضعیت به او کمکی نخواهد کرد .

ماندگار شدن در سینما فقط مدیون بازیگری های درخشان خواهد بود تا تحولی که ما منتظر به وقوع آن هستیم اتفاق بیفتد. فراموش شدن ، ترسی است که بسیاری از بازیگران ونابازیگران شب و روز با آن دست وپنجه نرم می کنند .

فقط می توان گفت امیدواریم این ترس وفراموشی بر محمد رضا گلزارغلبه نکند وموفقیت ازآن او باشد همین.

[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 ] [ 22:2 ] [ مهدی و مصطفی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

با عرض سلام و خسته نباشي و خوش آمد گويي به شما دوست
عزيزي كه لطف كرديد و به وبلاگ ما نگاهي انداختيد
من مهدي هستم
از اهواز و به همراه دوست عزیزم مصطفی اين وبلاگ را
به صورت گروهي مدیريت مي كنيم
شما مي توانيد در وبلاگ تمامي نياز هاي خود را برآورده كنيد.
شما مي توانید انتقادها و پيشنهاد هاي خود را در قسمت نظرات
اعلام بفرماييد و يا مي توانید از طریق آیدی های زير به اطلاع ما برسونید
پس منتظریم



داش مهدي
(ID:ahvaz_katalan)


داش مصطفي
(ID:barobach_ahwaz2000)

ما را از نظرات زيبايتان بي نصيب نگزاريد
با تشكر

منتظریم داداش
امکانات وب
آمار بازديد :
کاربران آنلاين :